مىكشند و بالاى آنها تختههايى كه هم نجار آنها را تراشيده است ميخكوب مىكنند ، آنوقت روى آنها خاك و آهك مىريزند و آنها را با كوبه درهم مىفشرند تا اجزاى خاك و آهك به هم درآميزد و جوش خورد . » « 1 »
در مورد تزئينات بنا ، مىنويسد كه گچكارها گچ را به ديوار مىمالند ، سپس « با افزارهاى آهنى روى آن كار مىكنند كه رونق و شادابى خاصى پيدا مىكند ، و گاهى هم روى ديوار را با تكههاى مرمر يا آجر يا سفال يا صدف و يا شبه آرايش مىدهند . . . پس از ساختن ، ديوار آنقدر زيبا به نظر مىآيد كه گويى منظرهاى از بوستانهاى آراسته به گلهاست . از جمله هنرهايى كه در بنايى به كار مىبرند ، ساختن چاهها و حوضها براى جريان آب در منازل است ، كه پس از اين گونه منابع آب ، حوضخانههايى مىسازند و در آنها حوضچههاى بزرگى از مرمر در نهايت استوارى مىتراشند و در وسط آن ، فوارهاى تعبيه مىكنند تا آب از آن جستن كند و از آنجا داخل حوض شود ؛ و اين آبها را از قنواتى كه در داخل منازل جريان دارد به حوضچه مىبرند . » « 2 » سپس ابن خلدون مىنويسد ، بنايان بايد كمابيش به علم هندسه و حساب واقف باشند ، تا در اضلاع و ابعاد اتاقها و ارتفاع و نيروى مقاومت ديوارها اشتباه نكنند . همچنين ابن خلدون مىگويد ، براى ابعاد بناهاى بزرگ ، استفاده از جراثقال ( منجنيق ) جهت حمل بارها و سنگهاى بزرگ ، ضرورى است .
بنايى و هنر خانهسازى
بطورى كه از مقدمه ابن خلدون برمىآيد ، اعراب در آغاز كار زندگى چادرنشينى داشته و با سادگى زندگى مىكردند . در بعضى از خانه - هاى كوفه ، نى به كار رفته بود ؛ به همين علت ، آتشسوزيهايى به وقوع پيوست . ناچار مردم از عمر « دربارهء به كار بردن سنگ در بناها كسب اجازه كردند ، او توصيه كرد كه سنگ به كار بريد ، ولى نبايد هيچيك از شما بيش از سه اتاق بسازيد ، و در بنيان نهادن از حد نگذريد . . . چون مردم از روزگار وى ، كه دين فرمانروايى مىكرد ، دور شدند و به اين گونه مقاصد بيپروا گرديدند ، و طبيعت كشوردارى و پادشاهى و تجملخواهى بر آنان غلبه يافت ، و عرب از ملت « عجم » در كارها يارى جست و صنايع و امور بنايى را از آنان اقتباس كرد . . . بناهاى استوار برافراشتند و كارگاههاى صنعتى ايجاد كردند . » « 3 »
هنر بنائى
بناهاى زبردست و معماران به مسائل فنى بىتوجه نبودند . در نزهتنامهء علايى ، در ذكر « ايوان مدائن » ، مىخوانيم كه استاد بنا قبل از آنكه به زدن طاق يا ضربى اقدام كند ، دو سه سال پنهان شد تا او را مجبور نكنند كه قبل از فرونشستن بنا ، ساختمان ايوان مداين را به پايان رساند . چون سالى چند بگذشت ، استاد حاضر شد و چون اندازه گرفت ، معلوم شد چند آرش پى بنا فرو نشسته بود .
« گفت از اين عيب ايمن شدم و پايهها قرار گرفت ، باكى نيست . » « 4 » پس به اتمام بنا همت گماشت .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 809 .
( 2 ) . همان ، ص 809 .
( 3 ) . همان ، ص 708 ( به اختصار ) .
( 4 ) . شهمردان بن ابى الخير ، نزهتنامهء علائى ، ص 52 .