تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
است كه در آن انديشه و نظر را به كار مىبرند . . . اما بازرگانى هرچند از لحاظ كسب ، امرى طبيعى است ، ولى بيشتر راهها و شيوه‌هاى آن جز دادوستد نيست كه آنها را براى به دست آوردن ارزشى ميان دو بهاى خريد و فروش به كار مىبرند ، تا از اين تفاوت قيمت ، در كسب سود برند ، و به همين سبب ، شرع در امور معاملات چانه‌زدن را مباح شمرده است . » « 1 » به نظر ابن خلدون ، خدمتگزاران دولت نيز از طريق طبيعى ، معاش خود را تأمين نمىكنند ؛ معهذا به نظر وى : « خدمتگزارى كه شايستگى خدمتگزارى داشته باشد و بتوان به توانايى و بىنيازى او اعتماد كرد ، در حكم كيميا مىباشد . چنين خدمتگزارى از چهار حال بيرون نيست : يا هم بر كار خود تواناست و هم قابل اعتماد است ، چنين كسى به نكبت استخدام تن در نمىدهد و جز امراى بزرگ چنين كسى را استخدام نمىكنند ؛ يا برعكس ، نه بر كار خود تواناست و نه مىتوان به وى اعتماد كرد ، چنين مردمى را هيچ خردمندى به كار نمىگيرد ؛ يا در كار خود تواناست ولى قابل اطمينان نيست ؛ و يا قابل اطمينان است ولى بر كار خود توانا نيست . . . كسانىكه بر كارى توانا هستند ارزش بيشترى دارند و بايد از آنها استفاده كرد و كارهاى آنها را مورد بازرسى قرار داد تا خيانت نكنند و ضررى نرسانند ، و آنان كه در كار ناتوان و در عمل صالحند پشيزى ارزش ندارند . » « 2 » در ميان سلاطين شرق علاء الدين كيقباد ، كه از اعاظم شهرياران سلجوقى روم ، به شمار است : « . . . همواره كتاب كيمياى سعادت و سير الملوك نظام الملك را در مطالعه داشتى ، در نرد و شطرنج بينظير ، گوى و نيزه خوب باختى . در جمله صناعات از عمارت و صناعت و سكاكى و نحاتى و نجارى و رسامى و سراجى مهارت و حذاقت بينهايت يافته بود و قيمت جواهر نيكو كردى . » « 3 » ديگر از شهريارانى كه به كارهاى يدى علاقه نشان داده غازان خان است در تاريخ مبارك غازانى مىخوانيم او از « صناعات مختلفه هيچ صنعتى از زرگرى و آهنگرى و نجارى و نقاشى و ريخته‌گرى و خراطى و ديگر صناعات نباشد كه به دست خود نكند ، بهتر از : آنكه همه استادان كنند . . . و هر استادى مهندس كه آلتى عديم المثل كه مهندسان ندانند خواهد كه بسازد ، او ارشاد كند و تعليم دهد تا بياموزد . . . » « 4 »

ارزش كار به نظر ابن خلدون

ابن خلدون كه در كتاب خود بيشتر به امور و مسائل اجتماعى توجه كرده است ، در مورد پيشه‌وران مىنويسد : « بعضى صنايع ابتدائى كه مورد احتياج عمومى است ، در تمام شهرها وجود دارد ؛ نظير خياطى ، آهنگرى و نجارى و غيره ، ولى بعضى ديگر از صنايع كه جنبهء تجملى دارند ، مانند شيشه‌گرى ، زرگرى ، روغنگيرى ، آشپزى ، رويگرى ، ديبافروشى و ابريشم‌بافى و ساير صنايع ظريفه مخصوص شهرهايى است كه از نظر تجمل و تمدن جلو افتاده‌اند . » ابن خلدون در جوامع و شهرهاى مترقى عصر خود ، از معلمين رقص و آواز و موسيقى
هامش
( 1 ) . مقدمهء ابن خلدون ، پيشين ، ج 2 ، ص 59 - 758 ( به اختصار ) . ( 2 ) . همان ، ص 61 - 760 ( به اختصار ) . ( 3 ) . اخبار سلاجقهء روم ( مختصر سلجوقنامهء ابن بىبى ) ، به اهتمام محمد جواد مشكور ص 94 . ( 4 ) . تاريخ اجتماعى دورهء مغول ، باهتمام دكتر جهانبگلو ص 14 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 369 | مرتضى راوندى