درودگرى :
پس از بنايى ، ابن خلدون از درودگرى و اهميت آن سخن مىگويد و مىنويسد : « از چوب نهتنها براى گرم كردن بنا و پختن غذا استفاده مىشود بلكه در كارهاى ساختمانى نيز مورد استفاده است . قبايل چادرنشين از چوب براى ستون و ميخ چادرها و ساختن كجاوه براى زنان ، و ساختن بعضى سلاحها ، استفاده مىكنند ، و شهريان از چوب براى سقف خانه و ساختن در و پنجرهء منازل و تختهايى براى نشستن استفاده مىكنند ؛ بعضى چوبهاى اره شده را بطور منظم با ميخهاى چوبى به هم متصل مىكنند و به صورتى كه بخواهند ، درمىآورند .
خراطها و نجاران زبردست با ريزهكارى ، آثار هنرى شگفتى پديد مىآورند ، و علاوه براين ، از چوب در ساختن كشتى و پارو و غيره استفاده مىشود . . . اقليدس و ابلونيوس بنيانگذاران هندسه ، به شغل درودگرى اشتغال داشتند . » « 1 »
بافندگى و خياطى
ابن خلدون ضمن گفتگو از صناعت بافندگى و خياطى ، مىنويسد : « پس از اينكه پارچهاى بافته شد ، يا به سبك باديهنشينان اين پارچه را براى جلوگيرى از سرما و گرما برتن مىپوشند ، و در صدد « بريدن و دوختن » و استمداد از خياط برنمىآيند ، و يا اينكه چون شهرنشينان پارچه را مىبرند و آن را به تكههايى متناسب بدن انسان تقسيم مىكنند . آنگاه اين تكهها را با نخ به هم مىپيوندند تا نوعى جامه بهدست آيد . اين نوع لباس كه به دستيارى خياط به دست مىآيد ، ممكن است حاشيهدوزى شده و در آن ظرافتهاى گوناگون به كار رود . » « 2 »
بازار موقت
در بين متون قديمى ، غالبا به نام شهرهاى بزرگ و كوچكى برمى - خوريم كه در آنها هر هفته يا هر 15 روز يكبار ، مردم در محلى مجتمع مىشدند و كالاهاى خود را به معرض فروش يا تهاتر قرار مىدادند - و اين مردم ، غير از پيشهورانى بودند كه در داخل شهرها صنف و محل ثابتى داشتند - از جمله در تاريخ بخارا مىخوانيم كه در « ورخشه » كه شهرى قديمى و همرديف بخارا بوده « . . . هر پانزده روزى بازار است و چون بازار آخرين سال باشد ، بيست روز بازار كنند ، و بيست و يكم روز نوروز كنند و آن را نوروز كشاورزان گويند ؛ و كشاورزان بخارا ، از آن حساب را نگاه دارند و بر آن اعتبار كنند ، و نوروز مغان بعد از آن به پنج روز باشد . » « 3 »
در همين كتاب در توصيف بازار ماخ چنين آمده است : « به بخارا بازارى بوده است كه آن را بازار ماخ روز خواندهاند . سالى دوبار ، هربار يك روز ، بازار كردندى ؛ و هربارى كه بازار بود ، در وى بتان فروختندى ، و به هريك روز ، زيادت از پنجاههزار درم بازرگانى شدى . و محمد بن جعفر اندر كتاب آورده است كه اين بازار به روزگار ما بوده است ، و من بغايت عجب داشتمى كه اين را از بهر چه كردهاند . پرسيدم از پيروان و مشايخ بخارا كه سبب اين چه بوده است ، گفتند اهل بخارا در قديم بتپرست بودهاند ؛ و اين بازار مرسوم شده بود ، از آن تاريخ باز ، در وى بت فروختندى ، حالا نيز همچنان مانده است . . . درودگران و نقاشان . . . سال تا سال بتان تراشيدندى
هامش
( 1 ) . مقدمهء ابن خلدون ، ج 2 ، ص 15 - 812 ( به اختصار ) .
( 2 ) . همان ، ص 816 ( با اندكى اختصار ) .
( 3 ) . تاريخ بخارا ، پيشين ، ص 25 .