احساس ناتوانى در ارضاى توقعات مادى و معنوى خويش ، به عصيان برانگيخته مىشدند ، به حدى كه گفتههاى بزرگان دين ، كه عامهء ناس بايد راضى به رضاى حق و سهم و نصيب خود باشند ، قادر نبود طبيعت سركش آنها را مهار كند . » « 1 »
يكى از علل اساسى پيروزى عباسيان بر امويان ، چنان كه قبلا اشاره كرديم ، همكارى و همقدمى طبقهء وسيع پيشهوران و بازرگانان با سران اين نهضت بود ، بطورى كه سران اموى در خراسان و ديگر نواحى هميشه با دعات و مبلغينى كه در شمار پيشهوران بودند روبرو مىشدند . علاوه براين ، چنان كه بتفصيل خواهيم گفت ، اكثريت كسانى كه در شمار فتيان و جوانمردان بودند از طبقهء پيشهوران و صنعتگران بودند ، و نقش مهمى در فعاليتهاى سياسى و اجتماعى آن دوران به عهده داشتند . و از سازمان و اصول و مقررات معينى تبعيت مىكردند .
فعاليت سياسى پيشهوران در اواخر عهد ايلخانان
در اواخر عهد ايلخانان ، حكومت سربداران به همت پيشهوران و كشاورزان يكچند ، حكومتى مبتنى بر منافع خلق پديد آورد . مورخان بىغرض ، از تلاشهاى كلو اسفنديار و خواجه شمس الدين على ، و حيدر قصاب ، كه هر سه از ميان پيشهوران برخاسته و به نفع مردم قدمهاى مؤثرى برداشتهاند ، به نيكى ياد مىكنند « كلو اسفنديار سربدار ، برگزيده شيخيان ، بلاشك از پيشهوران بود ، لقب « كلو » مؤيد اين نظر است . ابن بطوطه دربارهء پيشهوران اصفهان مىگويد : « و اهل كل صناعه يقدمون على انفسهم كبير منهم يسمونه الكلو » ( هر دسته از پيشهوران اصفهان رئيس و پيشكسوتى براى خود انتخاب مىكنند كه او را كلو مىنامند . » « 2 »
يكى از پيشوايان قيام سربداران سمرقند در سال 767 ه . شخصى بود به نام ابو بكر ، رئيس رستهء ندافان . پس از كلو اسفنديار ، زمام امور سربداران به خواجه شمس الدين على ( 753 - 748 ه . ) كه از برجستهترين زمامداران سربدار بود ، رسيد . تمام مورخان با اينكه به وى نظرى منفى داشتند از كارهاى مثبت و سودمند وى به نفع طبقات زحمتكش به نيكى ياد كردهاند . دولتشاه مىنويسد « . . . رعيت را مرفه الحال داشتى و بكفايت زندگى نمودى » ، در عهد او ، رسم نامطلوب و رعيت آزار « براتنويسى » به كلى برافتاد ، و او حق مردم را نقدا مىپرداخت . در اينباره دولتشاه مىنويسد : « گويند كه رسوم مردم ، برات ننوشتى ، در مجلس نقد شمردى و دادى » « 3 » رفتار او با مردم ، سخت آزادمنشانه بود ، همهء افراد مردم به وى دسترسى داشتند ، تجملپرستى ، شرابخوارى ، استعمال مواد مخدره و فحشاء را محكوم و ممنوع كرد و بوسيلهء منهيان و جاسوسانى كه داشت ، از جزئيات منطقهء نفوذ خود باخبر مىشد . » « 4 » علاوه براين ، اقدامات يحيى كرابى و على قصاب در تاريخ سربداران قابل توجه است .
همچنين قيام محمود تارابى در ماوراء النهر عليه مغولان كه در سال 636 هجرى ( 1238 ميلادى ) صورت گرفت ، نمونهء ديگرى از فعاليت سياسى پيشهوران است ، جوينى مورخ نامدار عصر مغول به اقتضاى وضع طبقاتى خود نسبت به قيام محمود كه شغلش
هامش
( 1 ) . همان ، ص 14 .
( 2 ) . ترجمهء محمد على موحد ، ج 2 ، ص 191 ( به نقل از : نهضت سربداران ، ص 71 ) .
( 3 ) . دولتشاه ، ص 282 ( از همان مأخذ ، همان ص ) .
( 4 ) . پطروشفسكى ، نهضت سربداران ، ترجمهء كريم كشاورز ، ص 73 - 71 ( به تناوب و اختصار ) .