تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
را عدم تمركز و پراكندگى - كه در طبيعت دولتهاى خان‌خانى است - كند ساخته بود . از كارهاى پيشه‌وران اين دوران ، نمونه‌هاى بديعى به‌دست آمده است . پيشه‌وران در شهرها ، مطيع و دستخوش مطامع اميران و خانها و دست‌نشاندگان ايشان يعنى شحنگان و كلانتران بودند . بازرگانان و سوداگران نيز در آن روزگاران ، جز دستيارى با اميران چاره‌اى نداشتند . با اين‌حال ، وجود سازمانهاى اصناف ، پيشه‌وران و بازرگانان تا اندازه‌اى از بىبندوبارى اميران ستمگر محلى مىكاست ، و حال آن‌كه وضع روستا چنين نبود . بر اثر تجمع در شهرها وجود سازمانهاى اصناف و عدهء كثيرى با سواد ، و امكان تبادل‌نظر در مسجدهاى جامع و ديگر اجتماعات ، مردم شهرها بهره‌مند از مقدوراتى بودند كه روستا فاقد آن بود . « 1 » در جنبش اسماعيليه و باطنيان نيز پيشه‌وران نقش بسيار مؤثرى داشتند . ناصرخسرو در سفرنامه ، از رشد فعاليتهاى بازرگانى و رواج بازار پيشه‌وران در اصفهان سخن مىگويد و مىنويسد : « در همهء زمين پارسىگويان ، شهرى نيكوتر و جامعتر و آبادانتر از اصفهان نبود . باروى شهر ، سه‌فرسنگ و نيم درازا داشت ، و بر خلاف ديگر شهرهاى ايران ، كه غالبا خانه‌هاى ويران در كنار كاخهاى معمور به‌چشم مىخورد ، هيچ جاى آن ويرانه‌اى ديده نمىشد . بازرگانى و پيشه‌ها چنان رونق داشت كه در رستهء صرافانش سرگرم دادوستد بودند ، و در كوچهء « كوطراز » آن پنجاه كاروانسراى بزرگ وجود داشت . . . پيشه‌وران چيره‌دست در رسته‌ها گردآمده ، بدايع هنر مىآفريدند ، و معروفترين پارچه‌هاى ابريشمى چون « حله » و « عتابى » و « سقلاطون » از زيردست نساجان هنرمند اصفهان بيرون مىآمد ، و به اكناف جهان صادر مىشد . روستاييان ، اصناف و پيشه‌وران آن ، مهمان‌نواز و دست‌ودل‌باز بودند و هر صنف سازمانى و رئيسى انتخابى به نام « كلو » داشت . . . از كار و حرفهء باطنيانى كه تاريخ ياد كرده ، چنين برمىآيد كه جنبش اسماعيليان ايران بر پيشه‌وران و بازرگانان خرد و روستاييان و ندرتا برخى از خرده‌مالكان ايرانى - كه از اقطاعداران نورسيده و خانهاى نو كيسهء ترك ناخشنود بودند - متكى بود . نظرى اجمالى به پيشهء برخى از سران نهضت ، اين نكته را روشن مىكند . حسن صباح خود ، دبير و كارمند و به اصطلاح امروزى ، از طبقهء روشنفكر جامعه بود . عبد الملك عطاش با نساخى كتب ، روزى خويش را تأمين مىكرد . پسر او ، احمد عطاش ، در بازار اصفهان به بزازى اشتغال داشت . طاهر كه در ساوه ميان باطنيان منزلتى داشت و ظاهرا نظام الملك به كينخواهى او كشته شد ، با نجارى امرار معاش مىكرد . بنابراين ، جاى شگفتى نيست كه باطنيان در اصفهان ( كه در آن دوران يكى از مراكز پيشه‌وران ايران به‌شمار مىرفت ) نفوذ فراوان كسب كرده باشند و تبليغات و دعوت ايشان در آن شهر از يك‌سو - در ميان مردم پيشه‌ور و كاسب - با كاميابى روبرو شده و از ديگرسو خشم متعصبان سنى و روحانيان ايشان را برانگيخته باشد . . . » « 2 » « غالبا پيشه‌وران و مردمان خرده‌پا از ديدن زندگى پرتجمل اميران و بزرگان ، و
هامش
( 1 ) . حسن صباح ، از كريم كشاورز ص 14 - 13 . ( 2 ) . همان ، ص 104 - 102 ( به اختصار ) .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 365 | مرتضى راوندى