تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
در بيكارگى شاه است ، و تباهى كشور در بيكار ماندن مردم . . . بدانيد ما با همهء نيرومندى كه داريم . . . زمانى توانستيم مردم را رام كنيم كه سختيهاى فراوان چشيده و خويشتن را به كارهاى سخت گمارده بوديم . » « 1 »

آثار كار و كوشش

شادروان دهخدا در امثال و حكم خود ، انديشهء گويندگان و شعرا را در پيرامون سعى و عمل گردآورى كرده است . « 2 »
به منزل رسيد آنكه پوينده بود * بهى يافت آنكس كه جوينده بود
- فردوسى
برنج اندر آرى تنت را رواست * كه خود رنج بردن به دانش سزاست
- فردوسى
به كار اندرآ اين چه پژمردگى است * كه پايان بيكارى ، افسردگيست
- نظامى
كه چون كاهلى پيشه گيرد جوان * بماند تنش پست و تيره روان
- فردوسى
نه آسانيى ديد بىرنج كس * نهاد زمانه همين است و بس
- فردوسى
كار كن ، كار بگذر از گفتار * كاندرين راه كار بايد كار
- سنايى
بداريد كار جهان را به رنج * كه از رنج يابد سرافراز گنج
- فردوسى
گفت كم كن كه من چه خواهم كرد * گوى كردم ، مگو كه خواهم كرد
- سنايى
غواص گر انديشه كند كام نهنگ * هرگز نكند در گرانمايه به چنگ
- سعدى
نشايد هيچ مردم خفته در كار * كه در پايان پشيمانى دهد بار
- امير خسرو
مرد هنرپيشه خود نباشد ساكن * كز پى كارى شده است گردون گردان
- ابو حنيفهء اسكافى
همه محرومى از نجستن تست * بىبرى از گزاف رستن تست بندهء رنج باش و راحت بين * دفتر عشق خوان ، فصاحت بين
- اوحدى
منشان ديگ جستجو از جوش * تارگى هست در تنت ميكوش
- اوحدى
هامش
( 1 ) . « عهد اردشير » ترجمه از عربى به اهتمام محمد على امام شوشترى ، ص 99 . ( 2 ) . مأخوذ از امثال و حكم دهخدا ، ج 1 ، از صفحهء 116 به بعد .