زانكه جمله كسب نايد از يكى * هم درو گر هم سقا ، هم حايكى
چون به انبازيست عالم برقرار * هر كسى كارى گزيند ز فتقار
طبل خوارى در ميانه ، شرط نيست * راه سنت راه مكسب كرد نيست
- مولوى
در ميان كسبه ، عطاران و داروسازان در كار خود ، دقت و ظرافت بيشترى به كار مىبردند ؛ مولوى مىفرمايد :
طبلهها در پيش عطاران ببين * جنس را با جنس خود كرده قرين
جنسها با جنسها آميخته * زين تجانس زينتى انگيخته
« عطاران و داروسازان هريك از دواها و داروها را در كوزه مخصوص به خود مى - ريختند ، و براى آنكه فاسد و تباه نگردد ، سر كوزه را با پوست آهو يا گوسفند استوار مىساختند ، و بدين اعتبار ، ظرف دارو را طبله ناميدهاند . . . عطار به معنى عطرفروش و دوافروش در زبان فارسى به كار مىرود ، و شيخ عطار شاعر معروف را به جهت آنكه دوافروش بوده ، بدين نام خواندهاند . » « 1 »
حاميان سعى و عمل و طرفداران تنبلى و تنآسانى
زكرياى رازى طرفدار كسب و كار بود : او « در آغاز كتاب الشواهد خود مىگويد كه او در كتاب شرف الصاعة قائلان به تحريم مكاسب را رد كرده است . ابن راوندى نيز كتابى داشته به نام فساد الدار و تحريم المكاسب كه چنان كه از اسم آن برمىآيد ، خانه نشستن و كسب را تحريم كردن ، نادرست و فاسد بهشمار آمده . در طى كتب ، گاهگاه برمىخوريم به كسانى كه قائل به تحريم مكاسب بودهاند : جاحظ مىگويد : صوفى مسلمان كه اظهار عبادت و پارسايى مىكند ، از تنبلى كار را مبغوض مىشمارد و تحريم مكاسب را اظهار مىدارد .
ابو الفرج اصفهانى دربارهء ابو العتاهيه مىگويد كه او به وعيد و تحريم مكاسب قائل . . . بود . ابو المعين نسفى مىگويد ، قدريه اكتساب و طلب مال را بر بنده فرض مىدانند ، ولى اهل سنت و جماعت مىگويند ، اگر او را قوتى موجود است كسب برايش سنت و مباح است و اگر قوتى موجود نيست ، كسب او را رخصت است ، و اگر مضطر است و او را اهل و عيال است ، كسب بر او فريضه است و متقشفه و كراميه كسب و وضع مال را حرام مىدانند ، زيرا توكل بر خداوند واجب است و خداوند فرمود :
وَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ .
رازى در فصل هفدهم از كتاب طب روحانى ، دربارهء حد اعتدال اكتساب و اقتناء و انفاق سخن رانده است . » « 2 »
خطر بيكارى
در اندرزنامهء اردشير بابكان بند 34 ، چنين آمده است : « بدانيد كه شاه و همهء مردم نبايد بگذارند بيكارى به آنها راه يابد ؛ زيرا تباهى حكومت
هامش
( 1 ) . خلاصهء مثنوى ، به اهتمام استاد فروزانفر ، ص 232 .
( 2 ) . دكتر مهدى محقق ، فيلسوف رى ، ص 129 ( به اختصار ) .