مىرفت . پارچههاى مزبور داراى دوام فوق العاده بوده ، و لباسى كه از آن مىدوختند ، از پنج الى بيست سال دوام داشت . در آن زمان ، بافتن شالهاى كرمان كه تا به امروز معروف است در بم تمركز يافته بود ، و در همان دوره بود كه بنا به گفتهء ابن حوقل ، قيمت يك طاقه شال به سى دينار مىرسيد ( هر دينار معادل يك مثقال طلا بها داشت ) .
در جاى ديگر ، همين خاورشناس مىنويسد : در كازرون ، شهر كوچك « توج » يا توز ، كه در وسط راه بين كازرون و بندر گناوه واقع بود ، پارچههاى كتانى معروف توجى يا توزى مى - بافتند كه در تمام عالم اسلام مشهور بود . يكى از پارچههايى كه در كازرون مىبافتند ، موسوم به دبيكى بود . » « 1 » مقدسى در قرن چهارم ، از پارچههاى ابريشمى اهواز و شوشتر ياد مىكند . به گفتهء ابن حوقل ، مشهورترين صادرات خراسان جامههاى نخى و ابريشمى بود كه در نيشابور و مرو تهيه مىشد . . . مقدسى گويد ؛ نيشابور مركز محصولات صنعتى ، پارچههاى سفيد براى لباس و عمامههاى شاهجانى و تافته و راخته و همچنين مقنعههاى نازك پشمى و ابريشمى و پارچه - هاى زربفت و خالص و زربفت مخلوط مىباشد . بنابه گفتهء مقدسى ، منسوجات رى و پارچههاى ابريشمى آن معروف بوده . در دورهء آل بويه ، در رشتهء نساجى و قاليبافى پيشرفتهايى حاصل شد ، و دامنهء آن به عهد سلجوقيان و قرون بعد كشيده شد . در دورهء صفويه ، در رشتهء نساجى و قاليبافى ، ايران شهرت فراوانى كسب كرد . « بابا كروسينسكى لهستانى كه از 1116 تا 1142 ه . ق . در ايران مىزيسته است ، مىنويسد كه شاه عباس كارگاههاى قاليبافى بزرگى در شيروان ، قراباغ ، گيلان ، كاشان ، و استراباد ، همانند كارخانههاى قاليبافى اصفهان ، داير كرده است . . . شاردن ضمن توصيف شهر كاشان ، مىنويسد . . . اساس ثروت و حيات مردم كاشان ، از صنايع نساجى و ابريشم بافى و تهيهء قطعات زربفت و نقرهبافت تشكيل شده است . در هيچيك از شهرهاى ايران ، مصنوعات و منسوجات مخمل و حرير و تافته و ابريشم و قطعات زربفت و سيمبفت و زريهاى ساده و گلدار و ابريشمى ، بيشتر از كاشان و حومهء آن تهيه نمىگردد ؛ تنها در يكى از نقاط حومهء شهر ، هزار كارگر ابريشمباف وجود دارد . اين آبادى كه « آران » نام دارد ، در فاصلهء دو فرسخى شهر واقع ، و از دور ، همچون شهر زيبايى جلوهگر است و داراى دوهزار باب خانه و باغچه و ششصد باغ زيبا مىباشد . »
شاردن ، وضع صناعت و تجارت تبريز را اينطور شرح مىدهد : « سرتاسر شهر پر از صنايع قماش و ابريشم و زرگرى است . عاليترين دستارهاى ايرانى ، در تبريز تهيه مىشود ، بازرگانان بزرگ و عمدهء شهر برايم تعريف كردهاند كه هميشه سالانه ششهزار عدل ابريشم در كارگاهها . . . بافته مىشود . تجارت تبريز در سراسر ايران ، تركيه ، مسكو ، تركستان ، هندوستان ، و ممالك ساحلى درياى سياه گسترده شده است . » قاليهاى اين دوره نيز از جهت نقشه و زيبايى و استحكام كمنظير است . معروفترين و پركارترين قالى اين دوره ، قالى معروف به قالى اردبيل كار مقصود كاشانى است ، كه در تاريخ 946 ه . ق . ( سال سيزدهم سلطنت شاه طهماسب صفوى )
هامش
( 1 ) . على سامى ، « بافندگى و بافتههاى ايرانى » ، مجلهء بررسيهاى تاريخى ، شمارهء 27 ، ص 32 ( به اختصار ) .