تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣

بازارهاى نيشابور در قرن چهارم هجرى

« . . . بازارهاى شهر نيشابور در خارج شهرستان و در ربض شهر بوده است ، و دو بازار آن از ديگران بزرگتر بوده است : به نام « مربعهء بزرگ » و « مربعهء كوچك . » در اين بازارها ، كاروانسراها و مهمانسراهايى نهاده بودند كه تجار در درون آنها به دادوستد و تجارت مشغول بودند و دكاكين زيادى در اين بازارها بوده است كه مركز خريد و فروش اقسام امتعه و اجناس بوده است . در اين مهمانسراها ، تجار طراز اول مسكن داشتند و غالب كاروانسراها مملو بود از اجناسى كه براى خريد و فروش به اين شهر آورده بودند . در سراهاى اين بازارها ، كارگران و ارباب صنايع نيز دكانها داشتند كه سخت معمور و آبادان بوده است ، و نيز بسيارى از اين بازارها و سراها به دسته‌هاى مختلف پيشه‌وران تعلق داشت و به نام آنان ناميده مىشد ؛ مثل رستهء كلاهدوزان ، رستهء كفشگران ، رستهء خزفروشان ، رستهء ريسندگان ، و رسته و بازارى كه در آن طناب تهيه مىكردند ، و بازار بزازها . و اين بازارها و سراها پربوده از ارباب صنايع كه هركس در آن ، به شغل خويش مشغول بوده است . » « 1 » چنان كه ديديم ، از جمله صنايع دستى كه مورد احتياج عمومى بوده و هست ، صنعت پارچه‌بافى است ، كه نه‌تنها در دوران بعد از اسلام در حوزهء نفوذ فئودالها ، بلكه در اكثر دهات معمور و شهرها معمول بود و جمعى به كار ريسندگى اشتغال داشتند . منتها در بعضى نقاط ، پارچه‌هاى پست براى مصرف طبقهء سوم تهيه مىشد ، و در برخى مناطق ، پارچه‌هاى ظريف و زيبا براى صدور به كشورهاى مختلف ، يا براى استفادهء طبقات ممتاز به دست كارگران ورزيدهء كارگاهها فراهم مىگرديد .

بيت الطراز بخارا

در تاريخ بخاراى نرشخى ( 348 ، 286 ه . ق ) شرحى در توصيف كارگاههاى صنايع دستى مىخوانيم : و بخارا را كارگاهى بوده است ميان حصار و شهرستان ، نزديك مسجد جامع ، و در وى بساط و شادروانها بافتندى ، و يزديها و بالشها ( مصليها ) و برديهاى فندقى از جهت خليفه بافتندى ، كه به يكى شادروان ، خراج بخارا خرج شدى . و از بغداد هر سال عاملى عليحده بيامدى ، و هرچه خراج بخارا بودى از اين جامه ، عوض بردى . باز چنان شد كه اين كارگاه معطل ماند و آن مردمان كه اين صناعت مىكردند پراكنده شدند ، و اندر شهر بخارا استادان بودندى كه معين بودند مر ، اين شغل را ، و از ولايتها بازرگانان بيامدندى - چنان كه مردم زندينجى مىبردند - از آن جامه‌ها بردندى تا به شام و مصر و در شهرهاى روم ، و به هيچ‌شهر خراسان نيافتندى . و عجب آن بود كه اهل اين صناعت به خراسان رفتند بعضى ، و آنچه آلت اين شغل بود بساختند ، و از آن جامه بافتند ، به اين آب‌وتاب نيامد . و هيچ پادشاه و امير و رئيس و صاحب منصب نبودى كه وى را از اين جامه نبودى ، و رنگ وى سرخ و سفيد و سبز بودى ، و امروز « زندينجى » از آن ، معروفتر است به همهء ولايتها . « 2 » در عهد عباسيان قسمتى از پيشه‌وران در كارگاههايى كه « بيت الطراز » ناميده مىشد
هامش
( 1 ) . صادق گوهرين ، حجة الحق ابو على سينا ، ص 43 به بعد . ( 2 ) . تاريخ بخارا ، پيشين ، ص 28 .