بار ديگر جنگهاى فئودالى آرامش عمومى را مختل كرد . كسانى كه داعيهء فرمانروايى داشتند به جان يكديگر و به جان مردم افتادند ، تا آقا محمد خان قاجار به زمامدارى رسيد . اين مرد بر خلاف كريمخان ، معتقد بود كه بايد به كشاورزان سخت گرفت و آنان را در حال خوف و رجا نگاه داشت تا سر از اطاعت نپيچند . ديگر سلاطين قاجاريه نيز بدون استثناء ، فقط در فكر گرفتن ماليات بودند و چيزى كه در انديشهء آنان راه نمىيافت تأمين سعادت اكثريت مردم بود . از دورهء آقا محمد خان به بعد ، بار ديگر فئوداليسم جان تازه گرفت ، و دادن زمين به عنوان تيول يا به عناوين و اسامى ديگر ، به اشخاص ، آغاز گرديد . به همين علت ، در سراسر دورهء قاجاريه ، مالكين بزرگ و خوانين ايلات در نقاط مختلف كشور قدرت و نفوذ فراوان داشتند و با حكام و مأمورين وصول ، در استثمار و چپاول مردم همكارى مىكردند . بعنوان نمونه ، يكى از فئودالهاى تاجرپيشه اين دوران را معرفى مىكنيم :
استقلال يك فئودال بزرگ :
« اسحاق خان ، يكى از افراد ايل قرائى ، با گذشت زمان ، يكى از رجال و متنفذين خراسان گرديد ، « چنان كه يك نفر از سياحان فرنگ نوشته است ، قبل از استيلاى مرحوم آقا محمد شاه به خراسان ، وسعت متصرفات اسحاق خان از طرف شمال تا دروازههاى شهر مشهد زياده از صد ميل بود ، و از جانب جنوب تا كوه قاف را در تصرف داشت ، و ماليات گزافى مىگرفت و ششهزار نفر استعداد عسكريهء او بود ، و همسران او از او انديشه مىكردند . . . او علاوه بر مالياتى كه مىگرفت ، منافع زراعتى نيز داشت ، و از غارت ، سود شايان مىبرد . كليهء منافع او در سال ، صد هزار تومان بود ؛ سىهزار تومان از تجارت ، و سىهزار تومان از زراعت ، و چهلهزار تومان از رعيت مىگرفت . و نيز سيصد نفر شتر داشت كه به كاروانها كرايه مىداد ، و ميان هندوستان و ايران حمل مال التجاره مىكردند . و از ميوهجات خشك و ساير محصولات متصرفات خود ، به ممالك خارجه مىفرستاد و در عوض ، امتعه و مال - التجاره به متصرفات خود داخل مىكرد . در زمان فتحعلى شاه ، گاه دم از استقلال مىزد و زمانى راه اطاعت مىسپرد . . . » « 1 »
در دورهء محمد شاه ، تا قائم مقام حيات داشت ، وضع عمومى كشور چندان آشفته نبود ؛ ولى پس از زمامدارى حاجى ميرزا آقاسى ، به علت بىكفايتى اين مرد ، نهتنها مالكان بزرگ بلكه مأمورين دولت و حكام در منطقهء قدرت خود مالك الرقاب بودند .
اعطاى تيول :
احمد ميرزا در تاريخ عضدى مىنويسد : محمد شاه ، نير الدوله را فرا - خواند و گفت : « مواجب تو چقدر است ؟ عرض كرد دوهزار تومان ، ولى برات مىدهند نمىرسد .
فرمودند : از كجا تيول مىخواهى ؟ عرض كرد : چون برادرم سيف الدوله بيدگل كاشان را تيول دارد ، اگر از كاشان مرحمت شود مناسبتر است . به ميرزا نظر على فرمودند : امروز فرمان شاهزاده را بگذران و تيول از كاشان به او داده شود . حسنآباد كاشان همانوقت تيول نير الدوله شد . . . » « 2 »
در آغاز زمامدارى ناصر الدين شاه ، از بركت همت و كاردانى اميركبير ، وضع مملكت در تمام زمينهها رو به بهبود مىرفت ؛ فئودالها و حكام و مأمورين ديوانى از بيم بازخواست امير
هامش
( 1 ) . لغتنامهء دهخدا ، ص 3255 .
( 2 ) . شاهزاده احمد ميرزا عضد الدوله ، تاريخ عضدى ، ص 89 .