تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
مشهد كه ازين ده رد مىشد ، يك جفت گيوه و يك‌من نان مىدادند . از محل موقوفات مسجد شاه اصفهان ، كه 60 هزار ليور عايدى داشت ، و هزار « كوى » آن سهم تيولى بود و از محل درآمد گرمابه و آسياب و بازار اللهورديخان همه روزه صدتن رهگذر و فقير در سر مقبرهء او اطعام مىشدند . » « 1 » متأسفانه عوايد سرشار موقوفات را بجاى آنكه در راه ايجاد بيمارستان ، مدرسه ، دار الايتام و يا ايجاد و تسطيح راههاى ارتباطى و توسعهء صنعت و كشاورزى به مصرف برسانند و با اين اقدامات عده‌اى از مردم بيكاره و بيخانمان و زيان‌ديده را به كار و فعاليت وادار كنند ، برعكس ، عوايدى كه از اين رهگذر گردآورى مىشد بين سادات و روحانيان و فقرا تقسيم مىشد . و چون عده‌اى مىديدند كه از اين راه بدون رنج و زحمت مىتوانند زندگى كنند ، تن به كارهاى سودمند نمىدادند ، و در سلك روحانيان و سادات وارد مىشدند . بايد دانست كه در دورهء صفويه ، مانند قرون قبل ، ثروتمندان و مالكان بزرگ به حكم استبداد سلاطين تأمين مالى و جانى نداشتند . « شاردن در مورد مصادرهء املاك و اموال ، گويد : « هرگونه بيمهرى شاه بطور حتم ، با مصادرهء اموال و ثروت توأم است ، و اين تحول ثروت بدبختى شگفت‌آور و هراس‌انگيزى دربر دارد ؛ طرف در يك آن ، چنان از همه‌چيز ساقط مىشود كه ديگر مالك هيچ‌چيز نيست ، ثروت و غلام و گاهى حتى زن و فرزندش را نيز از او مىستانند ، چنان كه جز يك پيراهن براى تعويض ندارد . » « 2 » يك روايت اغراق‌آميز حكايت دارد كه شاه عباس خشونت خود را از همان‌روز اول حكومت نشان داد ، و آن عبارت از اين بود كه بزرگان و سرجنبانانى را كه فكر مىكرد مايهء زحمت باشند به عنوان ضيافت دعوت كرد و آنان را در همان مجلس متهم به خيانت نمود و با اشارهء او ، سربازان به جان حاضران افتادند و همه را كشتند ، و بلافاصله 22 سر بر نيزه بالا رفت و از پنجره‌هاى كاخ شاهى آويزان ، و به تماشاى مردم گذاشته شد . « 3 » « همين سياست خشن از طرف شاه عباس در ديگر مناطق نيز كمابيش اجرا شد و فئودالها و زورمندان و ياغيان يكى بعد از ديگرى سركوب شدند . » « 4 » در واقع متنفذان و مقتدران چنان در بيم و وحشت و عدم تأمين بودند كه شاردن گويد : « وقتى يكى از اشراف به نام رستم خان ، هنگامى كه از حضور شاه بيرون آمده بود ، به ديدنم آمد ؛ با سيمايى بشاش وارد شد و آيينه‌اى برداشت و لبخندزنان ، دستارش را بر سر ميزان كرد و سپس به من گفت ، هرباركه من از حضور شاه بيرون مىآيم ، براى اطمينان در آينه نگاه مىكنم . » « 5 » همو گويد كه بيش از 137 باب كاخ سلطنتى در اصفهان وجود داشت كه بيشتر از مصادرهء اموال بزرگان تحصيل شده بود . وقتى محمد بيگ صدر اعظم ، خواست آنها را بفروشد ، مشترى براى آنها پيدا نشد ؛ چه خريداران ، آنها بديمن مىدانستند . از همينجاست كه شاردن گويد : بسيارى از افراد
هامش
( 1 ) . سياست و اقتصاد عصر صفوى ، ص 76 - 72 ( به اختصار ) . ( 2 ) . سياحتنامه ، ج 8 ، ص 157 ( به نقل از همان مأخذ ، ص 81 ) . ( 3 ) . ترجمهء دون‌ژوان ايرانى ، ص 246 ( به نقل از همان مأخذ ، ص 82 - 81 ) . ( 4 ) . سياست و اقتصاد عصر صفوى ، ص 82 - 81 ( به اختصار ) . ( 5 ) . سياحتنامه ، ج 8 ، ص 156 .