گرديد ، فكر تثبيت مالكيت افراد به اراضى نضج گرفت ، و بالاخره ناصر الدين شاه ، در رمضان 1303 ( ژوئن 1886 ) ، بموجب فرمان به اتباع خود اختيار مىدهد كه « بدون ترس ، از هرگونه حق تصرف و تملك استفاده كنند ، و بدان ، به هرنوع كه مقتضى بدانند ، عمل نمايند . » « 1 »
سيورغال و اقطاع :
« گاه املاك خاصهء شاهى را در بعضى نقاط ، به اشخاص و خانواده هايى مىبخشيدند ؛ و اين ملك در خانوادهء مالك تا سالها و حتى نسلها باقى مىماند . در واقع ، به قول شاردن : « سيورغال تقريبا يك نوع موقوفهء ارثى بود كه شاه به كسى و معمولا به يك مقام مذهبى مىبخشيد ؛ و البته هر وقت صلاحيت از او سلب مىشد ملك را بازپس مىگرفتند . . . » « 2 »
فرق عمدهء تيول با سيورغال اين بود كه تيول ملك دولتى بود نه سلطنتى ؛ ثانيا تيول همراه با مقام و منصبى به كسى داده مىشد و با سلب منصب از او بازپس گرفته مىشد ، اما سيورغال بيشتر مختص اشخاص متعين و سادات و روحانيان بوده است . . . تيول به قول شاردن « بر دو قسم بود : 1 ) اراضيى كه ضميمهء شغل معينى بود ، يعنى هركس مصدر كارى مىشد ، مقدارى املاك و اراضى معين در اختيار او قرار مىگرفت و در واقع ، جزء حقوق و مقام او محسوب مىشد ؛ 2 ) اراضيى كه اختصاصا در موارد خاصى به عنوان مواجب به كسى واگذار مىشد . » « 3 » اقطاع به مواردى اطلاق مىشد كه ناحيه و آبادى و اراضى معينى را به كسى ، كه موردنظر بود ، در مقابل عايدات و در واقع ماليات ساليانهء معلومى ، واگذار مىكردند ؛ و البته هميشه در نظر بود كه اين قطعات آب و نانى براى طرف داشته باشد . . . فى المثل جلفاى حومهء اصفهان تيول ملكه مادر شاه عباس ثانى بهشمار مىرفت ، كه 500 ، 22 ليور ماليات اصلى آن بود ، و ارامنه اين پول را مىپرداختند . به قول شاردن ، اين نوع تيولبندى در ايران تازگى نداشت .
از قرنها پيش ، حتى زمان هخامنشيان ، چنين بود . . . با گذشت زمان ، آشفتگيهايى در وضع تيول پديد آمد ؛ شيخ على خان زنگنه بر آن شد كه تيول را مورد مميزى قرار دهد ، ولى در نتيجهء اعمال نفوذ خانهاى بزرگ ، در اين راه توفيقى نيافت . در اين عصر ، بخش بزرگى از املاك و مزارع تمام ايران جزو موقوفات بود . در دورهء صفويه ، مخصوصا از سلطنت شاه عباس به بعد ، جهش خاصى براى توسعهء موقوفات پيشآمده است . در سال 1016 ه . ( 1607 م . ) شاه - عباس « كل املاك خاصهء خود را از رساتيق و خانات و قيصريه و چهار بازار و حمامات ، حتى خواتيم اصابع مباركه را ، به چهارده تقسيم مقسوم ، و بر چهارده معصوم وقف نمود . وقفنامه به خط جناب شيخ المشايخ ، عالم عامل راسخ ، شيخ بهاء الدين محمد العاملى نگاشته شد .
پادشاهان گرامى نژاد ايران را بعد از خود به توليت اين موقوفات معين نمود . » « 4 »
گنجعلى خان ، حاكم نامدار كرمان ، نيز املاك و خانات خود را وقف نمود كه هنوز باقى است . درآمد موقوفات معمولا به مصارف عمومى و اجتماعى مىرسيد . چنان كه از محل موقوفهء خواجه كريم الدين ، موقوفهء عقدا ، ( بين راه يزد ) ، طبق نظر واقف ، به هر فرد از زوار
هامش
( 1 ) . سازمان ادارى حكومت صفوى ، پيشين ، ص 57 - 253 ( به تناوب و اختصار ) .
( 2 ) . سياحتنامهء شاردن ، ج 8 ، ص 420 ( به نقل از : باستانى پاريزى ، سياست و اقتصاد عصر صفوى ، ص 70 ) .
( 3 ) . همان ، ج 7 ، ص 77 ( از همان مأخذ ، ص 72 ) .
( 4 ) . روضة الصفا ، ج 8 ، ص 391 ( از همان مأخذ ، ص 74 ) .