پس از اين بحث كلى بار ديگر مالكيت و فئوداليسم را در عهد صفويه مطالعه مىكنيم :
به نظر مينورسكى : « مسألهء مالكيت زمين در ايران ، بتنهايى مىتواند موضوع كتابى قرار گيرد ، و آن را نمىتوان بر مبناى « تشكيلات اسلامى » كه در هر مملكت دگرگونى داشت ، . . .
توجيه و حل كرد .
قطع نظر از چگونگى قوانين دولت ساسانى و صدر اسلام ، عامل سياسى كه در مالكيت اراضى در ايران اثر شگرف داشت ، تهاجمات تركان و مغولان بود ، كه در فاصلهء بين سالهاى 391 تا 906 هجرى رخ داد . هنگامى كه حسننيت فرمانروايان ، يا بالعكس ، خوى زشت آنان ، مدخليت تام در وضع زميندارى داشته باشد ، چگونه مىتوان انتظار داشت كه حقوق افراد شكل ثابتى به خود بگيرد و متشكل گردد . نظر مساعد يا نامساعد شاه موجب نقض تمام حقوق مالكيت مىگشت ، و در مورد اخير يعنى بروز نظر نامساعد ، صاحب زمين را از اراضى خود محروم مىساخت و مايملك او مصادره مىگرديد .
در بعضى موارد ، مهاجمين سوابق و سنتى را كه توسط روحانيان مقرر شده بود به نفع خود تغيير مىدادند . در سال 592 ه ( 1195 م . ) به هنگامى كه خليفه پنجهزار سوار براى اشغال مجدد بعضى از نواحى ايران ، كه خوارزمشاه تخليه كرده بود ، فرستاد وزيرش ، مؤيد الدين ، شروع به جمعآورى « قبالهء » اراضى آن حدود كرد ؛ به بهانهء آنكه « زمين » از آن امير المؤمنين است و در قبال خليفه ، كسى را ياراى تملك نيست . پس از خليفه ، حكمرانان محلى به سهولت از اين عمل وى ، به نفع خود تقليد كردند . در زمان مغول ، حقوقى كه برحسب قوانين اسلامى به امام تعلق داشت ، به فاتحين كافركيش منتقل گشت .
براى فهم مطالب شاردن در خصوص مالكيت زمين در دوران صفويه ، بايد چهار نوع مالكيت را در نظر داشت :
الف ) اراضى متعلق به حكومت كه اكثريت زمينها را تشكيل مىداد و در مالكيت موقت حكام بود . آنان زمينها را به قطعات بين توابين خود تقسيم مىكردند .
ب ) خالصه ، يعنى اراضى متعلق به شاه ، بعضى از اين اراضى براى مخارج معينى تخصيص داده شده بود ، و بعضى ديگر ، تيول اعضاى خاصهء شريفه و افراد لشكرى ، كه شاه نگه مىداشت بود .
ج ) اراضى متعلق به مؤسسات روحانى ، يعنى موقوفات كه از طرف شاه يا اشخاص ديگر واگذار شده بود .
د ) اراضى متعلق به اشخاص مختلف . نكتهء جالب در همينجاست كه مالكين نوع اخير ، اراضى را براى مدت 99 سال در تصرف داشتند تا در اين مدت ، بنحو دلخواه از آن استفاده كنند . در پايان اين مدت ، مالكين مجبور بودند حق مالكيت خويش را با پرداخت عوايد يكسالهء آن به شاه ، تجديد كنند ، و يك اجارهنامهء جديد بگيرند .
بر بيشتر اين گونه زمينها ، شاه عوارض مختصرى ، به صورت مال الاجاره ، تعيين مىكرد ، و بعضى از اين اراضى از اين عوارض هم معاف بودند . اراضى موات نيز از آن شاه تلقى مىشد ، و اگر كسى مىخواست اين اراضى را تصرف كند ، بايد پروانهاى از حاكم يا نمايندهء شاه تحصيل كند . . . از دورهء عباسميرزا به بعد ، در نتيجهء تغيير اوضاع و زيانهايى كه متوجه اتباع روسيه
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 337
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٣٣٧