تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
حتى در دورهء شاه عباس اول ، كه بيش از ديگر شهرياران به سعادت مردم دلبستگى داشت ، گاه به امر شاه ، هزاران نفر از منطقه‌اى به منطقهء ديگر كوچانده مىشدند . مرگ‌ومير و زيانهاى اقتصادى كه از اين رهگذر نصيب مردم مىشد ، موجب تأثر و نگرانى شاه نبود . در دورهء نادر ، مانند گذشته ، مردم بىحقوق بودند . آنها كه وابسته به محل پرداخت ماليات و اجراى وظيفه بودند نمىتوانستند آزادانه سكونتگاه يا چادر خود را ترك كنند ، و در عين‌حال غالبا به فرمان شاه به ايالات مختلف كشور كوچانده مىشدند . » « 1 » نصر اللّه فلسفى مىنويسد :

دگرگونى در وضع طبقهء زمين‌دار در عصر صفويه

شاه اسماعيل پس از فتح هر ولايت ، غنايم و اسيران و زمينهاى آنجا را ميان سرداران قزلباش تقسيم مىكرد ، و در نتيجه ، در سراسر ايران ، طوايف ترك‌نژاد ترك زبان بر ايرانيان اصيل پارسىگوى فرمانروا شدند ، و طبقهء ممتاز صاحب قدرتى در ايران پيدا شد كه تمام مقامات و منصبهاى بزرگ لشكرى و كشورى را در دست داشت ، و بر مردم ايران در كمال استبداد و قدرت حكمروايى مىكرد . به همين سبب ، در دورهء صفويه ، با آنكه شاه را « شاهنشاه ايران » مىناميدند ، كشور ايران را « مملكت قزلباش » مىگفتند . در دربار ايران ، به تركى سخن گفته مىشد ، شاه اسماعيل به تركى شعر مىساخت ، قزلباشان ترك خود را از مردم ايرانى نجيب‌تر و برتر مىشمردند ، و ايشان را به تحقير « تات » و « تاجيك » مىخواندند . « 2 » بعد از مرگ شاه اسماعيل ، چون شاه طهماسب خردسال بود قدرت و نفوذ اميران قزلباش فزونى گرفت . حكومت ايران بيش‌ازپيش ، به ملوك الطوايفى گراييد . پس از آن كه قدرت حكومت صفوى به سراسر ايران بسط يافت ، كم‌كم قدرت سياسى بر قدرت روحانى غلبه كرد ، و كلاه سرخ نمدين جاى خود را به دستار زربفت ابريشمين و جيقه و جواهر و پرهاى رنگارنگ داد . از دورهء شاه طهماسب به بعد ، عرق مذهبى سران حكومت رو به كاهش نهاد ، و حرص و آز و علاقه به مقامات دنيوى جانشين افكار دينى گرديد ، تا جايى كه بعضى از سران قزلباش همين كه مقصود خود را از طرف سلطان ايران عملى نمىديدند با « مرشد كامل » از در جنگ در مىآمدند ، يا به سلطان روم پناه مىبردند . شاه عباس براى اينكه از قدرت سران قزلباش بكاهد « از غلامان گرجى و چركس و ارمنى و ساير اتباع غير مسلمان خود ، و از رعاياى تاجيك يا ايرانى ، كه تا آن زمان از خدمات لشكرى محروم و ممنوع بودند ، سپاه منظمى ترتيب داد . اين سربازان ، هم دولت صفوى را از حملات بيگانگان حفظ مىكردند و هم در برابر طغيان طوايف قزلباش پايدارى و مقاومت نشان مىدادند . » « 3 » معتبرترين طبقات قزلباش ، قورچيان بودند . « قورچيان در حقيقت ، سواران مخصوص شاه و مأمور حفظ جان او و نگاهبان كاخهاى سلطنتى بودند . عدهء قورچيان ، كه در عهد طهماسب اول چهار هزار و پانصد نفر بودند ، در عصر شاه عباس به دوازده‌هزار نفر رسيد . » « 4 »
هامش
( 1 ) . مأخذ ، بالا ، ص 300 . ( 2 ) . زندگانى شاه عباس اول ، پيشين ، ج 1 ، ص 169 . ( 3 ) . همان ، ص 73 - 172 . ( 4 ) . همان ، ص 207 .