تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
تبديل دهقانان به سرف ، اين است سيماى جامعهء فرانسه در قرن نهم تا يازدهم . » « 1 » از قرن دوازدهم به بعد ، بتدريج ، زنجيرهاى اسارت فئودالى سستى گرفت و چنان كه خواهيم ديد ، مقدمات رشد نهضت بورژوازى فراهم گرديد . « فئوداليسم در شرق با رونق شهرهاى بزرگ و پرجمعيت ، تجارت جوشان خرده و عمده ، و سير دائمى كاروانهاى بزرگ در درون كشور و بين كشورها ، كارگاههاى متعدد نسّاجى ، عصارى و روغنگيرى ، و فرش و اسلحه و ظرف ، غلامدارى و بازار پررونق غلامان طرازى و خرلجى و مراكز معتبر علمى ، رونق بازار بحث و تبادل فكرى در زمينه‌هاى دين و علوم دينى از قبيل كلام ، عرفان ، فلسفه ، منطق ، علوم طبيعى و رياضى و ادبى و لغوى ، نوعى درآميختگى وسيع و آزادانهء تمدنها در پهنهء وسيع اسلامى ، و ميدان فراخ مسافرتها ، و شهرتها ، همراه با رابطهء داير و گرم ايران با هند و چين و بيزانس و قفقاز و عراق و حجاز و مصر و مغرب از مختصات اين عصر است . در درون اين تقاطع عجيب مدنيتها و افكار ، و امتزاج امواج كوه‌پيكر حوادثى بزرگ ، بروزجانهاى پرجولان ، جسور ، نكته‌ياب و باريك‌انديش ، شگفت نيست . » « 2 »

وابستگى كشاورزان به زمين زراعتى

« در نوشته‌هاى تاريخى شوروى ، اثبات شده كه از زمان فرمانفرمايى مغولان به بعد ، در ايران و برخى از كشورهاى همجوار ، وابستگى « رعايا » به تعهدات مالياتى و به محل اجراى اين تعهدات وجود داشته . در زمان غازان خان ( 1304 - 1295 م . / 703 - 694 ه . ) نام هر رعيتى در ليست مالياتى ده محل سكونتش ثبت شده بود ، و اين رعيت حق نداشت آزادانه محل سكونت خود را عوض كند . پروفسور پطروشفسكى با استناد به منابع ، اين فرضيه را كه در دولت صفويان « رعايا » و كوچ‌نشينان حق نداشته‌اند ده محل سكونت يا منزلگاه خود را آزادانه و بدون اجازهء رسمى ترك كنند ، ممكن مىداند ؛ او مىگويد : در اين منابع دربارهء وابستگى « رعايا » به محل سكونتشان ، يعنى به خراج و محل انجام بيگارى ، گفته شده نه دربارهء وابستگى آنان به شخص فئودال . فرمان مورخ سال 1132 هجرى ( 1710 م ) شاه سلطانحسين صفوى ، كه در مخزن دولتى جمهورى سوسياليستى ارمنستان پيدا شده ، نظر پطروشفسكى را تأييد مىكند . در اين فرمان ، قانون وابستگى « رعايا » به محل پرداخت ماليات منعكس است . اگر « كمتر از 12 سال از موقعى كه ( رعيتها ) ترك ديار كرده‌اند گذشته باشد ، و مالياتهاى دولتى را نيز نپرداخته باشند مىتوان آنها را به « محل » سابقشان برگردانيد ؛ اما اگر از زمان كوچشان بيشتر از 12 سال گذشته باشد ، هيچكس نبايد آنها را از آن محل به « محل » سابق برگرداند . » بر مبناى اطلاعاتى كه در منابع آمده مىتوان نتيجه گرفت كه در اين دوره ، « رعيتها » و « ايليات » حتى نمىتوانسته‌اند آزادانه محل سكونتگاه و چادرگاه خود را عوض كنند . « 3 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 23 - 24 ( به تناوب و اختصار ) . ( 2 ) . ويژگيها و دگرگونيهاى جامعه ايرانى در پويهء تاريخ ، ص 269 به بعد . ( 3 ) . كاشف اين فرمان آ . پاپازيان است ؛ ر . ك اسناد فارسى . . . جزوه‌دان شماره 1 - ب ، ص 234 و غيره .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 331 | مرتضى راوندى