تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
وانگ - آن - شيه به يك سلسله اصلاحات اساسى دست زد ؛ دستور داد در تمام دهات انبارهاى دولتى بسازند ، و آنها را از برنجهاى احتكارى بازرگانان انباشت ، و از همين انبارها بود كه ميان گرسنگان برنج تقسيم مىكرد . او همچنين دستور داد كه براى كشت و كار ، به دهقانان غله به وام دهند ، تا پس از برداشت محصول ، قرض خود را به انبار دولتى برگردانند . او با بهرهء كم به دهقانان وام مىداد و از اين راه سلطهء رباخواران حريص را درهم مىشكست . وى براى تمام كالاها ، قيمت ثابتى معين كرد ، از بار مالياتها كاست ، نظام وظيفهء عمومى را برقرار كرد ، دستگاه دولتى را تجديد سازمان داد و مأمورين ناشايسته و مختلس را بيرون ريخت ، و وضع عمومى چين را بهبود بخشيد . . . » « 1 » ولى اين وضع دوام نيافت ؛ با تغيير صدراعظم ، بار ديگر اوضاع سابق تجديد شد . « بطور كلى ، در دورهء قرون وسطى ، كشاورزان چين زندگى رقت‌بارى داشتند و وضع زندگى آنها بر حسب منطقه‌اى كه در آن كار مىكردند ، متفاوت بود . در مناطق باتلاقى هوئه « 2 » ، قريب يك ميليون دهقان در حالت نيمه‌بردگى زندگى مىكردند . اكثر آنها ، چون مقروض بودند و از عهدهء پرداخت قرض برنمىآمدند ، ناگزير به خدمت در ارتش ، يا فرار مىشدند . خرده‌مالكين ، كشاورزان ، و كارگران كشاورز نيز در مناطق برنج‌خيز وضع خوبى نداشتند . اگر يك سال محصول خوبى به دست مىآوردند ، به زحمت مخارج زندگيشان تأمين مىشد . ولى در سالهايى كه محصول رضايتبخش نبود ، كشاورزان مقروض و گرفتار قحطى مىشدند و اگر گرسنگى و بدبختى فشار مىآورد ، ناچار به دزدى و غارتگرى دست مىزدند . منفعت پول بسيار سنگين بود و از 20 درصد تجاوز مىكرد ، و اگر كسى گندم قرض مىكرد ناچار بود پس از درو 50 درصد بر آن افزوده به قرض‌دهنده تحويل دهد . كارگران كشاورز براى مدت يك فصل ، اجير مىشدند و ارباب معمولا در حدود 50 ليتر غله يا ارزن در طى ماه به كارگر مىپرداخت و لباس او را تأمين مىكرد . در مقابل ، كارگر ناگزير بود از سپيده‌دم تا غروب آفتاب بدون فوت وقت كار كند . اگر تعطيل مىكرد ، جريمه مىشد و اگر بيمار مىشد مزد ايام بيمارى را به او نمىدادند ، و اگر ابزار كشاورزى را خراب يا مفقود مىكرد ، مجبور بود مجددا تهيه و تسليم ارباب كند . همين شرايط سنگين و تحمل‌ناپذير سبب مىشد كه اكثر كشاورزان فرار را بر قرار ترجيح دهند و به راهزنى و غارتگرى در جاده‌ها مشغول شوند ، و براى آنكه كمتر به دست مأمورين انتظامى گرفتار آيند ، كوهها ، مناطق باتلاقى و نيزارها را انتخاب مىكردند . بازرگانان از بيم آنها ، غالبا مجهز و با وسايل دفاعى كافى حركت مىكردند . ابزار كشاورزى بسيار ابتدايى بود ، و زمين را بوسيلهء گاوآهن و يا خيش شخم مىزدند و براى اين كار ، از گاوميش يا از نيروى انسان كمك مىگرفتند . » « 3 »

وضع فئودالها در غرب

« در اروپا فئودالها فقط كارهاى جنگى را در خور مقام خود مىدانستند و كار بدنى و بازرگانى را تحقير مىكردند . . . و خود را به نحو غيرقابل مقايسه‌اى از دهقانان و شهريان بالاتر مىدانستند . به پسر فئودال از
هامش
( 1 ) . تاريخ قرون وسطى ، پيشين ، ص 76 - 74 ( به اختصار ) . ( 2 ) .Hauai( 3 ) . ژاك ژرنه ، زندگى روزمره در چين ، ترجمهء دكتر ايزدپناه ( قبل از انتشار ) .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 328 | مرتضى راوندى