تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
مركزى لطمه مىزد ، اما اين موضوع موردنظر ما نيست . آيا اين رسم كه عموما آن را به تيولدارى توصيف مىكنند ، . . . در اواخر عصر سامانيان ، بسط و توسعه يافته بود ؟ . . . اين رسم در دورهء سامانيان اگر هم بر فرض به عمل درآمده باشد ، دست‌كم نضجى نداشت . » « 1 » چنان كه مىدانيم ، اقطاع در دورهء سلجوقيان بيش‌ازپيش پايه گرفت . نظام الملك چون به قدرت مركزى علاقه داشت ، روش اقطاع را نمىپسنديد و مىگفت ، براى حفظ نيروى دولت ، بايد به خدمتگزاران صديق بجاى زمين ، سالى سه يا چهار بار مواجب داد ؛ چه بهتر كه شاه به دست خود ، به آنها پول و مواجب بدهد « . . . چه آن اوليتر كه پادشاه از دست خويش دست در دامن ايشان كند كه از آن مهرى و اتحادى در دل ايشان افتد ، و در هنگام خدمت و كارزار ، سخت‌كوش‌تر باشند و ايستادگى كنند . و ترتيب پادشاهان قديم چنان بوده است كه اقطاع ندادندى و هركسى را بر اندازهء ايشان در سالى چهار بار مواجب ايشان از خزانه نقد بدادندى ، و ايشان پيوسته با برگ و نوا بودندى و به هر مهم در وقت ، دو هزار سوار برنشستندى و روى بدان مهم آوردندى ، و عمال مال جمع همى كردندى و به خزانهء پادشاه رسانيدى ، و از خزانه بر اين گونه هر سه ماه يك بار ، همى دادندى ، و اين را « بيستگانى » خواندندى ، و اين رسم و ترتيب همچنان در خاندان محمود مانده است . » « 2 »

خالصه :

« زمينهاى خالصه بيشتر به زمينهايى گفته مىشود كه به دولت و سلطان تعلق دارد ، و ريشهء اين نوع زميندارى در ايران ، به دورهء پيش از اسلام مربوط است . در اولين فتوحات مسلمين ، املاك خانوادهء سلطنت ، و املاكى كه مالك آن گريخته و يا در جنگ كشته شده بود ، به خليفه اختصاص پيدا مىكرد ، و عنوان « صوافى » يا « صوافى امام » به خود مىگرفت . اين صوافى بعدها ، مخصوصا از عهد بنى اميه و پس از آن ، ملك شخصى خليفه يا اقطاع نزديكان و خويشان آنها شد ، و اين سنت ادامه يافت . قبل از صفويه ، يعنى در دورهء مغول و تاتار ، اين گونه املاك خاصه ، كه از راه غصب و مصادره و استصفاء و انتقال و تصرف عدوانى حكام و سلاطين و ارباب قدرت حاصل مىشده است ( مثلا املاك نازخاتونى ) ، بوسيلهء متصديان مخصوص ضبط و اداره مىشده است ، و عنوان انجو يا اينجو داشته است . كار ضبط و ادارهء اين املاك بر عهدهء وزير اصفهان بود و مستوفيان و كاركنان اين دستگاه ، چنان كه از تذكرة الملوك برمىآيد ، به رعايت و تكثير منافع دولت موظف بودند در باب املاك خالصه ، مانند املاك وقف عمل مىكردند ، و عوايد خالصه اختصاص به مخارج سلطان داشت . گاه قسمتى از اين املاك نيز ، چنان كه شاردن مىگويد ، به نوكران خاص و مقربان و نزديكان شاه بعنوان تيول واگذار مىشده است . بعدها نادرشاه مقدار اين املاك خالصه را از راه مصادره ، غصب و انتقال مايملك مخالفان و مقصران و تصرف و ضبط املاك وقف و حبس ، افزايش داده . عليشاه ، چون قسمتى از اين املاك خالصهء نادرى را به صاحبان سابقش بازگردانيد ، به عنوان عادل و عادلشاه موسوم شد . سلاطين قاجار نيز از راه مصادره و غصب و تصرف عدوانى املاك مخالفان و مدعيان خود ، بر ميزان خالصجات افزودند ، و وزيرى به نام وزير خالصجات برگزيدند . مقارن ظهور
هامش
( 1 ) . همان ، ص 79 - 177 ( به اختصار ) . ( 2 ) . سياستنامه ، به اهتمام هيوبرت ، ص 126 .