تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
داشتند . بارتولد مىنويسد : « كلمهء دهقان بطور يكسان ، به زمينداران عادى و شاهزادگان صاحب زمين و فرمانروا اطلاق مىشده . ظاهرا اشرافى كه پول و سرمايه داشتند ، يعنى بازرگانان ، مقام خاصى داشتند . اينان در نتيجهء تجارت كاروانى با چين و ديگر كشورها ، ثروتهاى كلانى كسب كرده بودند . طبرى در داستان تبعيد سغديان ، نام اين بازرگانان را در رديف « شاهان » و اميران مىبرد . از گفته‌هاى نرشخى دربارهء بازرگانان بخارا چنين برمىآيد كه تجار مزبور صاحب املاك غيرمنقول وسيع بوده ، در كوشكها مىزيستند و از لحاظ موقع و منزلت ، چندان تفاوتى با دهقانان نداشتند . » « 1 » ريچاردن‌فراى مىنويسد : « تحقيق و تعيين اين نكته ، كه چه عده‌اى از دهگانان از نسلهاى پيش از اسلام ، و چه عده‌اى از نسل عرب ، و چه عده‌اى نودولت بوده‌اند ، خالى از فايده نيست . در دورهء سلاجقه ، در يكى از شهرهاى خراسان بيش از نيمى از چهل و اندى خاندان ملاك مهم از نسل عرب بودند ، سه خاندان نسبت خود را به ساسانيان مىرسانيد ، و بقيه از كارداران بزرگ دستگاه دولت بودند ، و احيانا يك تن بازرگان در ميان آنان وجود داشت . شايد نسبت تعداد كارداران دولت و بازرگانان ، در ميان خاندانهاى بزرگ ، بخارا بيش از اين بوده است ، اما نسبت اعراب و عناصر ايرانى بايد همان باشد كه در شهر بيهق بوده است . » « 2 »

اقطاع :

ريچاردن . فراى در باب مفهوم و استعمال لفظ اقطاع ، چنين مىنويسد : « . . . اين لفظ در اصل به معنى قطعه ملكى بود كه به ديگرى داده مىشد تا آن را در مقابل خراجى ، خدمتى ، يا شرايط ديگرى اداره كند . شرايطى كه املاك تحت آن شرايط به اجاره داده مىشد ، بطور معتنابهى تغيير مىيافت . و اگر بخواهيم دقيق صحبت كنيم ، جزء كوچك زمين اقطاع محسوب نمىگرديد . بديهى است كه اقطاع در اين معنى وسيع ، از صدر اسلام وجود داشت . . . رسم اجاره‌دادن يا به مقاطعه دادن املاك براى بهره‌بردارى از آن در مقابل پرداخت خراج و تحت شرايط ديگر ، در دورهء عباسيان وجود داشت . بطور كلى ، در دورهء خلفاى اوليهء عباسى ، كارداران لشكرى و كشورى ، هردو ، حقوق خود را به پول نقد دريافت مىكردند ؛ گرچه پرداخت حقوق به صورت برده ، محصول ، و حتى زمين و ملك نيز ناشناخته نبود . در دورهء آل بويه ، جمع مناصب نظامى و غيرنظامى در موارد فراوان در يك شخص ، و تخصيص اقطاعى به وى به جاى حقوق خدمات نظامى گذشته و آينده‌اش ، تغييراتى در معنى كليهء اقطاع به وجود آورد ، و اين معنى در دورهء سلجوقيان بسط يافت . غالبا كسى كه اقطاع به وى تخصيص يافته بود ، خود در آن ملك زندگى نمىكرد ، بلكه نماينده‌اى از جانب خويش مىفرستاد تا درآمد ملك را از رعايا و كشاورزان بگيرد ؛ و اين درآمدها حقوق خدمات گذشته و آيندهء او به دولت محسوب مىگرديد . بتدريج ، در دورهء آخرين سلاطين سلجوقى ، صاحب اقطاع همهء وظايف حكومت را در ملك خويش اعمال مىكرد . بديهى است اين عمل به سلطهء حكومت
هامش
( 1 ) . تركستان‌نامه ، پيشين ، ج 2 ، ص 404 - 403 ( به اختصار ) . ( 2 ) . بخارا ، پيشين ، ص 108 ( به اختصار ) .