تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
به لشكريان خود ، كه نامشان در دفتر ضبط بود ، زمينهايى به رسم اقطاع داده بود . به نظر پطروشفسكى : دوره‌اى كه از قرن هفتم هجرى آغاز ، و به قرن نهم پايان مىيابد ، عهد ختام تكامل اساس اقطاع و سلسله مراتب فئودالى - نه‌تنها در ايران بلكه در ديگر كشورهاى خاور - نزديك و ميانه - بوده است . قلمرو ملوك كرت در هرات ، نمونه‌اى از سلسله مراتب فئودالى بزرگان اسكان يافته مىباشد .

ادرار :

در قرنهاى هفتم و هشتم ، گاه به بزرگان لشكرى و كشورى ، مخصوصا به روحانيان ، ملكى بطور مشروط به نام : « ادرار » - و « مقاصه » داده مىشد . دستور الكاتب از دو نوع اهداى مشروط زمين ، يعنى ادرار و مقاصه سخن گفته آن را چنين تعريف مىكند : « ادرار وجهى است كه پادشاهان در حق كسى از مستحقان انعام فرمايند ، و بعد از دير ، بر اولاد و احفاد او ابدى مقرر و مسلم دارند ، و مقاصه آنست كه در عوض آن ، وجه موضعى ديوانى به تمليك ابدى ، بر صاحب او و بر اولاد و احفاد او ، نسلا بعد نسل ، مسلم دارند . » « 1 »

سيورغال :

سيورغال در حقيقت ، « صورت متكاملى از مالكيت مشروط زمين بود و نه‌تنها حق معافيت مالياتى بلكه مصونيت ادارى و قضايى نيز منضم آن گشته بود . . . اهميت تاريخى مصونيت ، اعم از مالياتى و يا ادارى و قضايى ، بيشتر در ايجاد شرايطى بوده كه در آن روستايى بطور كامل‌ترى مطيع و تابع مالك فئودال مىگرديده . در سيورغال ، كشاورزان مقيد و وابسته به زمين بودند ، و كاملا تحت فرمان فئودال قرار داشتند ، و حتى در امور شخصى نظير ازدواج و عروسى ، ناچار بودند نظر فئودال را جلب كنند سيورغال از اواسط قرن هشتم هجرى ( عهد جلايريان ) در ايران معمول شده است . به نظر پطروشفسكى ، در سراسر عصر حكمفرمايى فئوداليسم در ايران ، اراضى همهء اقسام املاك فئودالى ، اعم از ديوانى و وقفى و اقطاع و « ملك » مجموعه‌هايى بودند از بسيارى قطعات كوچك زمين كه توسط روستاييان وابسته به فئودالها با شرايط گوناگون زراعت مىشده . . . در ايران از قرن چهارم هجرى تا قرن نهم ، فئودالهاى بزرگ شديدا به جماعات آزاد روستايى و املاك روستاييان آزاد و خرده‌مالكين هجوم برده ايشان را تحت فشار قرار داده بودند . . . ولى فئودالها پس از غصب اراضى روستاييان ، به هيچ‌وجه ، در انديشهء زراعت كلان اربابى ، كه متكى به بيغار باشد ، نبودند بلكه زمينهاى خود را به قطعات كوچك تقسيم كرده با شرايط كمابيش سختى ، به روستاييانى كه خود مالكان ديروزى آن اراضى بودند و يا بر اثر غصب اراضى خويش توسط ساير فئودالها ، از نقاط ديگر آمده بودند ، به مزارعه اجاره مىدادند ؛ در حالىكه در ارمنستان ، فئودالها از راه زراعت كلان فئودالى زندگى مىكردند ، و يكى از آنها در حدود سال 1049 ميلادى ، 800 خيش ، كه به هريك شش گاو نر بسته بودند ، به صحرا مىفرستاد و چنين زراعتى به بيغار متكى بود . فئودالهاى ايران در بيشتر موارد ، با خدم و حشم و كاركنان خانه ، كه اكثرا از بندگان بودند ، در شهرها مىزيستند ، و سران زمامدار بلاد را تشكيل مىدادند . به قول پطروشفسكى ، فئودالها انگيزه‌اى براى ده‌نشينى نداشتند ،
هامش
( 1 ) . ورقa22 -b221 ( به نقل از همان مأخذ ، ص 67 ) .