تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧

اراضى دولتى :

اراضى دولتى يا ديوانى زمينهايى بود كه در نتيجهء فتح كشور به دست مسلمانان به ملكيت دولت اسلامى درآمده ، معمولا دولت اين زمينها را يا به تصرف روستاييان مىداده و از آنان خراج مىگرفته است و يا بين فئودالها و متنفذين تقسيم مىكرده است . در صورت نخستين ، دولت بوسيلهء كارمندان ادارى و مالى خود كشاورزان را استثمار مىكرد و با اخذ بهره و ماليات اعم از نقدى و جنسى مىتوانسته مواجب و مستمرى و كمك خرج و عطايايى به وابستگان خود و طبقهء حاكمه بدهد . پس از غلبهء مغول ، بر اثر ضبط و مصادرهء اراضى زمينداران پيشين و قتل بخشى از ايشان ، قسمت بسيار بزرگى از اراضى و املاك خصوصى به دست دولت جديد افتاد ، و در ظرف چند سال ، از راه اهداء و اعطا و فروش ، و يا تصاحب مستقيم توسط تابعان و دست‌نشاندگان ( واسالهاى ) دولت جديد ، به دست اربابان و صاحبان تازه ، يعنى سران نظامى مغول و ترك و كارمندان كشورى و مستوفيان محلى ، كه در خدمت خوانين مغول بوده‌اند ، افتاد . بدين طريق ، مساحت اراضى ديوان در زمان ايلخانان تقليل يافت و در عوض ، به حساب و زيان آن ، مساحت اراضى ملكى خصوصى زياد شد و زميندارى شخصى ، اعم از مشروط و غير مشروط ، اندك‌اندك ، بر بخش ديوانى فزونى و تفوق پيدا كرد . به نظر زاخودر ، در نتيجهء رواج اقطاع در زمان سلجوقيان ، وضع روستاييان بيش‌ازپيش به بدى گراييد : « برقرارى اقطاع ، در آسياى غربى ، انعكاسى سخت در وضع روستاييان داشته . راست است كه در دورهء قبل ، بهره‌كشى از روستاييان ، بيرحمانه بود ، ولى نبايد فراموش كرد كه چون بهره‌كشى ، بيشتر از طريق دستگاه دولتى مجرى مىگرديده تا حدى ملايمتر بود و موازين فراوان حقوقى و دينى و عرفى و عادى ، حدود بهره‌كشى را معين مىكرده است ، و تا اندازه‌اى ، از خودكامگى بهره‌كشان ممانعت به‌عمل مىآورده است . » « 1 » ياكوبوسكى برعكس ، معتقد است از زمانى كه زميندارى ديوانى آغاز شده ، بهره‌كشى و استثمار فزونى گرفته است ، و مأمور ديوانى از اينكه كشاورز را به كلى ورشكسته كند ، بيمى به خود راه نمىداده است ، جامع التواريخ رشيد الدين در تأييد اين معنى ، مىگويد ، مردم فاسد پول قرض مىكردند و رشوه مىدادند و « حاكمى ولايت مىستدند ، و به ده روز از راه غارتگرى تنعم ملكانه به كف مىآوردند . » « 2 »

اراضى اينجو :

كلمهء « اينجو » پس از اينكه به ايران راه يافت معنى « خاص » پيدا كرد و به كليهء املاكى اطلاق گرديد كه متعلق به سلطان يا اعضاى خاندان و توابع و خدمتگزاران او بود . به نظر پطروشفسكى ، « اين گونه اراضى در دوران ساسانيان وجود داشته . . . و در دوران خلافت و دولتهايى كه جانشين آن دستگاه شدند ، تا پايان كار خوارزمشاهيان ، تحت عنوان اراضى « خاص » و « خاصه » به وجود خود ادامه دادند . ديوان املاك ، خاصهء اعضاى
هامش
( 1 ) . تاريخ مشرق در قرون وسطى ، ص 93 ( به نقل از : همان مأخذ ، ص 10 ) . ( 2 ) . نسخهء خطى استانبول ، ورق 662 ( به نقل از : همان مأخذ ، ص 11 ) ( با تصرف ) .