بود در اختيار روستاييان و فئودالهاى بزرگ و كوچك قرار گيرد . بخش اعظم املاك وسيع بدر الدين ، از اشخاص خريدارى شده بود ، چنان كه به حاكم بصره مىنويسد : « املاك ما كه به مال خاص خود خريدهايم ، در شموطه و . . . واقع است . » « 1 »
ظاهرا قيمت املاك پس از حملهء مغول ، در اثر آشفتگى اوضاع و رواج قانون جنگل ، به سرعت تنزل كرد . و چون هيچ ضابطه و قانونى جز « زور » حكومت نمىكرد ، مردم چنان كه بايد ، به املاك خود دلبستگى نداشتند . با اينحال ، اراضى ملكى ، قابل خريد و فروش و اهدا به غير بود و پس از مرگ مالك ، به بازماندگان او منتقل مىگرديد . املاك شخصى از نظر مالياتى از تسهيلاتى برخوردار بودند . به جاى خراج ، عشر يا ده يك مىپرداختند ، به نظر پطروشفسكى ، « كمى ماليات املاك شخصى و اخذ ده يك محصول ، تسهيلى بود براى ارباب و صاحب ملك نه روستايى . . . »
به حكايت منابع مربوط به دورهء مغول ، اختلافات ملكى در دورهء استيلاى آنان و قرون بعد ، بسيار بوده ، و در غالب موارد ، حق با كسى بوده كه زور و قدرت بيشترى داشته است .
اراضى اقطاع :
تفاوت اساسى بين اراضى ديوانى و اهداى مشروط زمين . . . يعنى اقطاع و نظاير آن ، عبارت از اين بود كه در مورد اول ، دولت همچون مالك منحصربهفرد اراضى مزبور ظاهر مىشده ، و مستقيما از طريق دستگاه مالى خويش ، از متصرفان اراضى ، يعنى روستاييان ، بهرهكشى مىنمود ؛ و در مورد دوم ، حق اخذ بهره و بالنتيجه بهرهكشى از روستاييان و بعدها حق ادارهء اراضى را هم به زميندار مقطع منتقل مىكرده ، و ضمنا ماليات در مورد اخير ، به صورت بهره درمىآمده است .
اهداى مشروط زمين از دورهء بنى اميه متداول شد . . . يك نوع از اقطاعها ، يعنى « اقطاع تمليك » ، متضمن اهداى زمين و ديگر انواع آن ، مانند « اقطاع اجاره » و « اقطاع استقلال » و غيره فقط به معنى تفويض حق استفاده از بخشى از عوايد اراضى دولتى و بازارها و غيره بوده ، در مدتى بسيار كوتاه . . . راجع به ماهيت اقطاع و چگونگى سير آن در طول تاريخ ، بين محققان اختلاف است . نويسندهء اين سطور ( پطروشفسكى ) در تأليفات خويش ، به استناد قطعهاى از سياستنامهء نظام الملك دربارهء اقطاع ، حدس زده بود كه در زمان سلجوقيان ، متصرف « اقطاع » فقط حق وصول بهره را از رعايا داشته نه حق اداره و حكومت بر آنان را ؛ و فقط در زمان تسلط مغول « اقطاع » به صورت واقعى مالكيت مشروط و موروثى زمين درآمده . ولى اكنون ما با آ . يو . يا كوبوسكى ، و زاخودر - داير بر اينكه در قرن پنجم هجرى ، اقطاع اگر نظرا به صورت « فيف » لشكريان ( تيول لشكرى ) در نيامده بوده ، عملا چنين بوده - همعقيده شدهايم .
در قرن پنجم هجرى ، اقطاع بر ديگر اقسام زميندارى تفوق داشت ، اما رواج اقطاع و گرايش آن به سوى موروثى شدن ، در قرن چهارم هجرى نيز سابقه دارد . بارتولد مىنويسد :
يك ناحيه از قهستان را خاندان سيمجوريان در طول مدت چهار نسل به رسم اقطاع متصرف بودند . رسم اقطاع در قرن پنجم و ششم هجرى ، بيشازپيش معمول شد ؛ چنان كه ملكشاه
هامش
( 1 ) . مكاتبات رشيدى ، ص 14 ( به نقل از : همان مأخذ ، ص 37 ) .