تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
از راه قشون‌كشى و غارت مناطق همجوار و آوردن مقدارى غنيمت و اسير ، موقتا به مشكلات اقتصادى پايان مىداد . در دورهء سلاجقه ، هر وقت حكومت مركزى به يكى از فئودالها و امراى بزرگ مظنون مىشد ، حوزهء مأموريت او را تغيير مىداد . » « 1 »

ذخاير و دفاين

طبقات مرفه و ممتاز ايران ، چنان كه يادآور شديم ، به علت استبداد نامحدود سلاطين و فقدان امنيت مالى و جانى ، گاه قسمتى از طلاها و ذخاير خود را در خانه مخفى مىكردند ، تا اگر اموالشان مصادره شد ، ذخيره‌اى داشته باشند . ژان‌گوره مىنويسد : « رجال دربار و اشراف ايران در تمام ادوار تاريخ ، قسمتى از ثروت خود را مبدل به طلا مىكردند و در زمين دفن مىنمودند ؛ چون مىترسيدند روزى شاه نسبت به آنها خشمگين شود و املاكشان را ضبط نمايد ، و در آن روز نخواهد توانست ذخاير آنها را كه از محل اختفاى آن اطلاع ندارد ضبط كند . تا دورهء شاه اسماعيل دوم ، رجال دربار ايران طلاى خود را در خانهء خويش دفن مىكردند ، ولى آن پادشاه جوان وقتى املاك يكى از درباريان را ضبط مىنمود ، دستور مىداد كه خانه‌اش را شخم بزنند ، و كمتر اتفاق مىافتاد كه دفينه‌اى به دست نياورند . از آن موقع به بعد ، رجال دربار ايران تجربه اندوختند و ديگر طلاى خود را در خانه دفن نمىكردند و در نقاطى مخفى مىكردند كه پادشاه وقت نتواند به مكان آنها پى ببرد . » « 2 »

تزلزل در وضع فئودالها

فئودالهاى بزرگ ، در ايران بعد از اسلام ، وضع ثابتى نداشتند و قدرت سياسى و اقتصادى آنان بر اثر حوادث گوناگون تاريخى و مبارزات فئودالى ، متزلزل مىشد ، به اين معنى كه « در جنگهاى فئودالى ، اراضى و املاك اميرى به تصرف امير ديگر درمىآمد و همزمان آن ، قدرت سياسى وى از ميان مىرفت . گاهى بر اثر هجوم و مهاجرت اقوام خارجى ( كه غالبا نظام اجتماعى آنها بر مبناى چادرنشينى و حشم‌دارى بود ) و ساكن شدن در اراضى ايران ، رؤساى ايلات و خانهاى طايفه‌ها خود به زودى تيولدار و صاحب زمينهاى وسيع مىشدند ، و جاى اميران « فئودال » سابق را مىگرفتند ، در همين دوره است كه قدرتهاى سياسى سبب مىشد كه گروهى تنها بواسطهء داشتن قدرت نظامى ، صاحب زمين و تيول شوند . » « 3 » در دوران بعد از اسلام ، جنگ و ستيز بين قبايل كوچ‌نشين و جوامع شهرى و روستايى مكرر به وقوع پيوسته است . . . . اين ستيز امرى ريشه‌دار بود و قرنها در جامعهء ما ادامه داشت . در اين برخوردها قبايل كوچ‌نشين به علت داشتن مردان فراوان جنگى پيروز مىشدند . غلبهء نظام چادرنشينى به نظام شهرى و روستايى در بيشتر موارد به تفوق سياسى مى انجاميد ، و چنان كه مىدانيم ، نظام چادرنشينى به جاى توليد زراعى بر توليد شبانى استوار است . تاريخ ايران پر است از برخورد نظام چادرنشينى با روستا و شهر در
هامش
( 1 ) . تاريخ سلاجقهء آسياى صغير ، پيشين ، ( قبل از انتشار ) . ( 2 ) . خواجهء تاجدار ، پيشين ، ج 1 ، ص 188 ( به اختصار ) . ( 3 ) . جامعه‌شناسى روستاى ايران ، پيشين ، ص 24 ( به اختصار ) .