تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
دولت بودند ، ساير مردمانى كه از دور و نزديك به دستگاه خلافت راه مىيافتند ، ثروتهاى هنگفت به دست مىآوردند . مثلا شاعران و ساززنها و آوازخوانها نيز هر كدام ثروت زيادى پيدا مىكردند ؛ ابراهيم موصلى ، آوازه‌خوان هارون ، 24 ميليون درهم از خود باقى گذارد و تركهء جبرئيل بن بختيشوع ، پزشك هارون ، نود ميليون درهم بود . . . « 1 »

قيمت زمين

بطورى كه از تاريخ بيهقى برمىآيد ، قيمت زمين در اين دوران نيز بستگى به اوضاع سياسى و امنيت و آرامش كشور داشته است ؛ چنان كه در سال 427 ، كه دوران آبادى و رونق نيشابور به حساب مىآمد ، بو نصر مشكان مىخواست زمينى بخرد ، قيمت هر جريب ، يا به اصطلاح آن روز ، هر « جفت‌وار » « هزار درم بوده ، و با درخت و كشت سه‌هزار درم ؛ و چهار سال بعد ، سال 431 ، همين زمين قيمتش به دويست درم تقليل يافت . و پس از شكست سياسى دندانقان در همان سال ، هر جريبى از آن زمين را به بهاى يك من گندم مىفروختند ؛ از اين بيان بيهقى ، آشفتگى وضع اقتصادى و عدم ثبات سياسى آشكار ، و معلوم مىشود كه شكفتگى اوضاع اقتصادى تا چه حد با ثبات سياسى و امنيت كشور بستگى داشته است . جنگهاى پياپى فئودالها و سلاطين و اخذ مالياتهاى گوناگون ، غالبا دهات و شهرها را با وضع اقتصادى اسفناكى مواجه مىكرد . بيهقى در تاريخ خود ، پس از تشريح اشتباهات سياسى مسعود ، نتايج بىتدبيريهاى او را كه عبارت از كشته شدن سربازان و ويرانى شهرها و دهات است ، توضيح مىدهد : « نيشابور اين‌بار چنان ديدم كه همه خراب گشته ، و اندك مايهء آبادانى مانده ، و منى نان به سه درم بود ، و كدخدايان سقفهاى خانه‌ها بشكافته و بفروخته و از گرسنگى بيشى با عيال و اطفال بمرده ، و قيمت ضياع بشده و درم به دانگى باز آمده . » و در توصيف محمدآباد ، مىنويسد : « . . . حال اين محمدآباد چنان شد كه جفت‌وارى زمين به يك من گندم بفروختند ، و كس نمىخريد ، و بيشتر مردم شهر و نواحى بمردند . » « 2 » غير از سران سپاه ، كارمندان متنفذ دولت ، سادات ، شيوخ ، بعضى از دراويش و علما و مفتيها نيز بر حسب قدرت خود صاحب زمين مىشدند ، و از حاصل كار مداوم كشاورزان به - آسودگى زندگى مىكردند . در آن دوران ، از احزاب و جمعيتهاى سياسى به مفهوم جديد ، نام و نشانى نبود ، ولى هركس مىخواست مقام و موقعيتى كسب كند و از امنيت نسبى برخوردار باشد ، ناگريز بود كه خود را به شاه يا يكى از امرا و فئودالهاى بزرگ نزديك كند ، و در پرتو حمايت او قرار گيرد تا از گزند ديگر زورمندان در امان باشد .

مختصات فئوداليسم

« بارناو « 3 » از آزاديخواهان فرانسه ، در نيمهء اول قرن نوزدهم ، مى - نويسد : « . . . اصلى است مسلم كه در هرجا درآمدى غير از درآمد زمين نباشد ، مالكين بزرگتر بتدريج كوچكترها را بلع مىكنند . » در چنين وضعى ، خرده‌مالكها
هامش
( 1 ) . تاريخ تمدن اسلام ، پيشين ، ج 2 ، ص 213 . ( 2 ) . تاريخ بيهقى فياض ، ص 811 . ( 3 ) .Barnave