تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
به نظر دكتر لمتون : « يكى از خصايص بارز دورهء مغول آن است كه در اين زمان ، املاك و اموال شخصى به مقدار كثيرى افزايش يافته است . در عهد سلجوقيان ، اراضى وسيعى در اختيار مقطعان بود ، اما اين گونه اقطاعات بيشتر بمنزلهء حكومتهاى محلى بود ، نه املاك شخصى . اما در دورهء مغول ، مأموران كشورى ، خواه از زميندارى و خواه از سرمايه‌هايى كه در اين كار صرف مىكردند ، ثروتهايى سرشار به‌هم زدند . اين زمينها ، به استثناى مواردى كه حكومت آنها را مصادره ، يا رقيبان غصب مىكردند ، به حكم وراثت ، به وراث مالك مىرسيد . در وصيتنامهء وزير اعظم ، خواجه رشيد الدين فضل اللّه ، سياهه‌اى از اموال او به دست آمده است . اين سياهه اولا مشتمل است بر املاكى كه او در « ربع مسكون » تبريز خريده و آباد كرده بود . وى بعضى از آنها را بر طبق وصيتنامه بر اولاد ذكور و اناث و بقاع خيريه ، و بعضى را به ملكيت فرزندان و « علما » وقف مىكند . ثانيا سياهه ، مشتمل است بر املاكى كه واقع در املاك خالصه ( املاك خاصه ) ( يعنى جزو آنها ؟ ) و املاك غازانى ( ضياع غازانى ) بود ، و وى آنها را آبيارى و زراعت كرده بود و به او تعلق داشت . املاكى كه در نقاط مختلف امپراتورى وجود داشت ، جزو اين دسته از املاك به‌شمار مىرفت . رشيد الدين به موجب اين وصيتنامه ، بعضى از آنها را وقف ، و برخى را به اولادش منتقل مىكند . از اين نكته كه او توانسته است اين املاك را به ورثه‌اش انتقال دهد ، يا آنها را به صورت موقوفه درآورد ، چنين برمىآيد كه وى نسبت به املاك خويش ، صاحب حق مالكيت بود ، و به ظن غالب ، آنها را بعنوان اقطاع يا بخشش ، صاحب شده يا از طريق معامله به دست آورده بود . املاك واقع در توران را ، كه بعضى از آنها عطيه ( سيورغال ) سلاطين بود ، و بعضى از آنها را پيشكاران و ( وكلا ) ى او خريده بودند . . . در وصيتنامه ، وقف بر جميع اولاد ذكور و اناث مىكند . همچنين املاك خود را واقع در سوريه و يمن . . . وقف كعبه و اورشليم مىكند . در سند و هند نيز املاكى داشت كه بعضى از آنها را خريده بود ، و بعضى از آنها عطيهء ( سيورغال ) سلاطين هند بود . او اينها را وقف خانقاه شهاب الدين عمر سهروردى كرد . نخلهايى را كه خود خريده و بعضى را خود در ولايات مختلف كاشته بود ، و عدهء آنها به 000 ، 39 مىرسيد ، عده‌اى از آنها را به ملكيت فرزندان خود و ملكيت ديگران درمىآورد ، و ما بقى را وقف مىكند ؛ و باغهاى ميوه و تاكستانهايى را كه وى در ولايت داشت و در سند ديگر به خط عبد الملك حدادى ثبت كرده بود ، ظاهرا وقف خيرات و مبرات مىكند : [ مكاتيب رشيدى ، ص 34 - 233 ] . رشيد الدين علاوه بر اغنام و احشامى كه داشت ، ظاهرا داراى عدهء بيشمارى طيور اهلى بود كه به دهقانان ، بر مبناى نوعى قرارداد معروف به « طراز » اجاره داده بود . اين طيور اهلى مشتمل بود بر بيستهزار ماكيان ، كه در دست رعاياى دهات تبريز و سلطانيه و همدان بود و در وصيتنامه اينها را وقف بيماران مىكند ؛ ده‌هزار غاز و ده‌هزار اردك ، كه به دست روستاييان تبريز و مراغه سپرده بود ، براى فرزندانش باقى مىگذارد . هزار رأس گاو نر ، هزار رأس درازگوش به جهت حمل ميوه و سماد ( كود مخلوط ) و كود و سنگ و غيره بر ربع رشيدى و بستانهاى تبريز ، كه او انشاء كرده بوده است ، وقف مىكند ؛ و اين چهارپايان را به دست دهقانان سهم بر ،