را كه شاهنشاهان ساسانى مىگرفتند و به خاك خود مىافزودند ، انيران يعنى بيرون از ايران مىگفتند ؛ و عنوان رسمى شاهنشاهان ساسانى ، شاهنشاه ايران و انيران بود كه در روى سكه - هاى خود به زبان آرامى « ملكان ملكا اران و انران » مىنوشتند . . . هر ناحيهاى بسته به وضع جغرافيايى يا مصالح نژادى و اختلاف دين و زبان و غيره ، مستقل و مسؤل ادارهء خود بود . . . اين نواحى مختلف ، هركدام استقلال نظامى و مالى هم داشتند ، و تنها مىبايست در مواقع معين مبلغ معينى به پايتخت ، براى مخارج عمومى كشور بفرستند ، كه آن را « خراج » مىگفتند ، و در جنگها عدهء معينى سوار و پياده كه همه وسايل جنگى را در محل تهيه مىكردند ، به ميدانهاى جنگ مىفرستادند . . . گروهى از ايشان عنوان شاه داشتند ، و اين كلمه را بر نام سر - زمينى كه در آن حكمرانى داشتند مىافزودند : كابلشاه ( حكمران كابل ) ، زابلشاه ( حكمران زابلستان : در جنوب سيستان ) ، ترمذ شاه ( حكمران ناحيه ترمذ ) ، خوارزمشاه يا خسرو خوارزم ( حكمران خوارزم ) ، ختلانشاه ( حكمران سرزمين ختلان ) ، كوشانشاه ( پادشاه كوشانيان واقع در جنوب افغانستان كنونى ) و گيلانشاه . . . كرمانشاه . . . و عنوان ديگر حكمرانان ايران به كلمهء خداه يا خدا منتهى مىشد . . . گوزگانان خداه ( حكمران ناحيه گوزگانان ) . . . چغان خداه ( حكمران چغانيان ) بخارا خداه ( حكمران بخارا ) . . . هنگامى كه تازيان به نواحى جنوب و مشرق و مغرب و مركز ايران استيلا يافتند و به ايالات شمال شرقى و شمال غربى ايران نزديك شدند به مقاومت سختى از طرف اين حكمرانان مستقل برخوردند . » « 1 »
براى آنكه خوانندگان بهتر با رژيم خانخانى آن ايام آشنا شوند ، فهرستوار ، سلسلههايى را كه در ايران بعد از اسلام ظهور كرده و كمابيش به جهاتى نام و نشانى كسب كردهاند ، ذيلا ذكر مىكنيم :
سالاريان / در قسمتى از آذربايجان / از 330 تا 420
شروانشاهان ( سلسلهء اول ) / در شروان / 183 تا 381
شداديان / گنجه و قراباغ / 340 تا 595
بنو هاشم / در ناحيهء دربند / 225 تا 457
رواديان / در قسمت ديگر از آذربايجان / 198 تا 450
شيبانيان / جنوب آذربايجان / 373 تا 458
كنگريان / در طارم و زنجان / 307 تا 454
جستانيان / در ديلم / 189 تا 438
علويان / در طبرستان / 250 تا 424
صفاريان / در سيستان / 254 تا 290
سامانيان / در خراسان وماوراء النهر / 261 تا 389
فريغونيان / در گوزگانان و بلخ / 279 تا 401
آل افراسياب / در ماوارء النهر / 315 تا 607
هامش
( 1 ) . سعيد نفيسى ، تاريخ اجتماعى ايران ، ج 2 .