روشن است كه در اين دوران خرده دهقانان آزاد خراجگزار نيز ، مانند دوران ساسانى ، فراوان بودند . بهرهء مالكانه بطور عمده ، يا به خود دارندهء زمين يا به « عامل » او يا « عامل امير » و خليفه ، به شكل نقدى و جنسى ، پرداخت مىشد . بهره نقدى در دوران ساسانى ، بيشتر به درهم سيم بود ، ولى در دوران خلفا ، بويژه عباسيان ، دينار زر نيز رايج گرديد .
« ديوان الجهبذ » كه در آن جهابذه ( از جهبذ : گاهبد ، كه در دوران ساسانى به معناى خزانهدار و صراف دولتى بود ) كار مىكردند ؛ جنسى را به نقدى مبدل مىكردند . همين ديوان مأموريت داشت ، حقوق و مستمرى و وظيفهء عمال و ديگر كاركنان دولتى را بپردازد ، و خزانهء كشور تحت نظر او بود .
گاه ، براى تسهيل كار ، اصولا جمعآورى خراج را به عنوان « ضمان » ، به اميرى از امرا مى - سپردند و او سالانه پرداخت مبلغ معينى را به خليفه تضمين مىكرد ، و باقى بسته به ترحمش بود كه تا چه اندازه از خراجگزاران بستاند .
بارى ، به حساب مشتى كشاورز و دشتبان زحمتكش ، دستگاه عظيم خلافت و روحانيت و ملكداران و انواع انگلها به دوران مىافتاد .
هنگامى كه سلسلههاى ايرانى و ترك در ايران بساط قدرت خود را گستردند ، در كنار املاك ديوانى ( دولتى و سلطنتى ) ، و موقوفه و ضياع و عقار متعلق به ملاكان و خردهمالكان ( دهگانان ) بتدريج ، رسم واگذارى قطعه و طعمه ، كه از آن سخن گفتيم ، به رسم اقطاع بدل گرديد .
و اين واژهء « اقطاع » بدين شكل يا به شكل « سيورغال » در دورهء ايلخانان و « تيول » در دوران تيمورى و صفوى تا پايان قاجاريه ، در ايران بود و آن را مىتوان تا حدى به
Feodum , Fief
كه در فئوداليسم غربى ديده مىشود ، همانند دانست . ولى مقررات قضايى و عرفى در اين دو مورد ، تفاوتهايى دارد . اين همان واژهاى است كه در اين شعر سعدى آمده است :
گرفتم كه خود خدمتى كردهاى * نه پيوسته اقطاع او خوردهاى
اقطاع به دستور سلطان ، از طرف « ديوان الجيش » ، كه عمل « ابرا » ( كه به معنى تقويم بهاى زمين و حفظ تناسب آن با وظيفه و مستمرى است ) انجام مىداد ، به اميران ترك ، كه در دوران سلسلههاى ترك بويژه ، قدرتى عظيم كسب كرده بودند ، داده مىشد . سلطان كه در اين مورد ، مقطع يا اقطاع گذار بود نهفقط به سپهسالاران خود بلكه به اعضاى خاندان ، رجال ، وزرا ، روحانيان بزرگ ، عناصر جداگانهء اقطاع را واگذار مىكرد . اقطاع در تمام اين موارد ، به دو صورت واگذار مىشد ؛ يا به صورت استغلال و براى بهرهبردارى مادام العمر ؛ يا موقت و بعنوان وظيفه و مستمرى ؛ و يا به صورت تمليك و به شكل موروثى .
اقطاعدار ، عشرى از عوايد خود را به خزانهء دولت مىپرداخت ، و عمالش باقى را از نقدى و جنسى براى صاحب اقطاع مىگرفتند .
سيستم اقطاع ، در دوران سيطرهء سلجوقيان به اوج خود رسيد . در عصر ايلخانان مغول ، اقطاع شكل « سيورغال » به خود گرفت و آن واگذارى زمين براى تمام مدت عمر بود .
در عصر تيمورى و بويژه صفوى ، واژهء « تيول » به جاى اقطاع و سيورغال به ميان آمد ، و تداول يافت و اين شيوهء تيول تا دوران قاجارى باقى ماند .