بين اقطاع و سيورغال و تيول ، از جهت مقررات واگذارى ، نوع مالياتگيرى ، نوع انتقال به وراث و غيره تفاوتهايى است ، ولى وجه مشترك آنها ، اين است كه تيولداران در محيط تيول ، قدرت فراوان داشتند .
رسم تيولدارى را در ايران ، تنها مجلس اول پس از انقلاب مشروطيت ، رسما الغا كرد .
زميندارى بزرگ فئودالى ، مقدار زيادى ، به تيولدارى مبتنى است ؛ و در دوران نادر شاه و ناصر الدين شاه ، دوبار كوشيدند تا اين مالكيت را ، كه برحسب احكام واگذارى تيول و قبالهها مورد اختلافات و مشاجرات شديد بود ، منظم كنند و احكامى صادر نمودند كه به « رقبات - نادرى » و « رقبات ناصرى » موسوم است .
علاوه برآنچه گفتيم ، فئوداليسم ايران و اروپا در نكات زيرين با يكديگر تفاوت داشتند :
1 . بهرهء مالكانه و خراج غالبا نقدى و جنسى و ندرتا به صورت بيگارى است ، كه در دوران معينى از فئوداليسم غربى شكل عمدهء بهرهء مالكانه است
( Corvee )
. فقط در دوران اخير تكامل فئوداليسم غربى است كه بهرههاى جنسى و سپس نقدى مرسوم مىگردد .
2 . وابستگى دهقانان به زمين ، قانونا وجود ندارد و عملا ضعيف است ، و حال آنكه در سرواژ اروپاى غربى . . . دهقانان وابسته به زمين بودند و با زمين خريد و فروش مىشدند .
3 . مالكان و اقطاعداران و تيولداران غالبا در شهر منزل دارند ، و عامل خود را براى وصول ماليات و سيورسات به ده مىفرستند ؛ بر خلاف فئوداليسم غربى كه فئودال مستقيما در « شاتوفور » هاى خود در ده منزل دارد و شهر تنها مركز تسلط بازرگانان و اصناف است ، و لذا در آن ، محيطى نسبتا آزاد حكمرواست . و حتى شهرهايى داراى رژيم جمهورى ديده مىشود و به اين جهت مىگفتند : « هواى شهر آزاد مىكند . »
. . . شهر در ايران چنين نيست . شهرهاى ايران تحت سيطرهء ولات و عمال سلطان يا خليفه ، داراى محيط مختنقى است . اصناف و بازرگانان در شهرهاى ايران ، قشرهاى زيردست هستند . اين امر بويژه تكامل بازرگانى و پيشهورى را ، كه در اروپا رخ داده ، كند مىكرده است .
جور و ستم غارتگرانه ، بويژه پس از آمدن تركمانان سلجوقى ، در قياس با دوران سلسلههاى ايرانى ، از حد تحملپذير ، خارج شد .
. . . فقدان امنيت انسانى ، هم در محيط كشاورزى و هم در جوامع صنفى ، موجب اصلى بحران و يكى از علل عدم پيشرفت اين دو رشته و بدل نشدن آنها ، به سرمايهدارى مولد صنعتى است .
4 . روابط پولى و بازرگانى ، بويژه در مقايسه با دورانهاى نخستين فئوداليسم غربى ، در كشور ، بسطى فراوان دارد ؛ كارگاههاى بزرگ مانوفاكتور در ايران سابقه دارد ؛ حتى از دوران ساسانيان ، كارگاههايى كه گاه تا هزار كارگر داشتهاند ، مشاهده مىشود .
شهرهاى بزرگ و آباد ، با بازارهاى پررنگوزيب ، مساجد ، مدارس ، كاروانسراها ، كتابخانهها ، حمامهاى عمومى ، كاخها و باغهاى فراوان ، بسيار بود ؛ و در آستانهء حملهء مغول ، مورخان از وجود شهرهاى بسيار پرنفوس خبر مىدهند .
در فئوداليسم غربى ، بويژه در دورانهاى نخستين و ميانگين ، شهرها كوچك ، و روابط پولى و بازرگانى محدود است . در عينحال روابط بازرگانى خارجى نيز به اين وسعت نيست .