گزارش خود ، در سال 1299 ، از جور و ستم خوانين ، كه موجب ويرانى دهات شده ، سخن مىگويد . بطور كلى ، سلاطين قاجاريه مىكوشيدند بوسيلهء خوانين عشاير ، فرمانروايى خود را بر ايلات مستقر سازند ، ولى قدرت و نظارت آنان غالبا متزلزل بود . سيف الدوله ، كه در 1320 فرمانفرماى استراباد شد ، شرحى دربارهء اين دو ايل به مظفر الدين شاه مىنويسد : « به محض ورود به استراباد ، همهء خوانين گوكلان را احضار كردم و سياهههاى مالياتى و صورت مالياتهاى زائد « تكاليف » را به آنان دادم ، و درآمدهاى مالياتى و شمارهء نفوس را معلوم كردم . . . » ايل زير فرمان ايلخان است . در مواقع لازم ، بزرگان و شيوخ و ريشسفيدان باهم مشورت مىكنند .
افراد ايل يموت از راه غارتگرى زندگى مىكنند . قاطرچيهاى سمنان و شاهرود و استراباد معمولا چهارپايان خود را براى چراندن به تركمانان مىدهند ، و در برابر از قرار هريك رأس يك نان به آنان مىدهند . . . دهقانان استراباد سهم معينى از غلهء خود را به خانى كه در مجاورت آنان بهسر مىبرد مىدهند و در عوض اين ، خان و قبيلهء او از دزديدن اموال دهقانان خوددارى مىكنند ، و اگر قبيلهء ديگر چيزى از آنان دزديده باشد ، مىگيرند و به دهقانان پس مىدهند .
رابينو در كتاب مازندران و استراباد اين معنى را تأييد مىكند و مىنويسد : « عمال دولت فقط باج مىگيرند ، ولى از مجازات غارتگران و متجاوزين به علت ضعف حكومت مركزى ، خوددارى مىكنند . در چنين اوضاعى ، ايل يموت از قتل و غارت و خونريزى خوددارى نمىكند .
روزى نمىگذرد كه خونى نريزد يا قتل و غارتى روى ندهد يا جنگى به قصد خونخواهى در نگيرد . خان يموت با گرفتن مقدارى برنج ، معمولا از تجاوز يموتها جلوگيرى مىكند . » تركمانان نيز مانند ساير ايلات و عشاير ، يكى از عوامل ناامنى بودند و خود مورد جور و ستم حكمرانان قرار مىگرفتند . در ساير مناطق عشايرى نيز حال بدين منوال بوده است .
سردار اسعد در كتاب خود ، يعنى تاريخ بختيارى ، گزارشى از عبد الرحيم كاشانى نقل مىكند كه تاريخ آن 1313 است . او مىگويد : « ازبس بختياريها جور و ستم ديدهاند هنگامى كه مسافرى را مىبينند مىگريزند ، مبادا آن مسافر مأمور ديوان يا فرستادهء خان يا « ضابط » حكمران باشد . »
نويسنده مىگويد ، هنگام عبور از دهات ، پرسيدم چرا سبزيجات و بقولات عمل نمىآورند تا هم خود بخورند و هم مازاد را به مسافران بفروشند . پيرمردى در پاسخ او چنين مىگويد :
« راست مىگويى ، اما اين كار در صورتى است كه ما را به حال خود بگذارند . چه فايدهاى براى من دارد كه عمر خود را صرف كنم و متحمل زحمت بشوم ، و حاصل زحمت مرا حاكم و ضابط بخورند و حتى خود مرا از انتفاع آن محروم سازند ، و اگر يكدفعه اين كار را بكنم ، زحمت آن بايد موروثى خانوادهء من بشود ، و همه ساله ضابط حكام همان را بلاعوض از من مىخواهند .
بعضى از ايلات و عشاير تحت شرايطى ، از پرداخت ماليات معاف بودند . » « 1 »
وضع آشفته و ناهماهنگ ايلات و عشاير تا استقرار حكومت پهلوى دوام يافت .
« رضا شاه ، مقدار فراوانى از قدرت خوانين كاست و در تختهقاپو كردن ايلات و عشاير كوشيد .
هامش
( 1 ) . مالك و زارع در ايران ، پيشين ، ص 296 - 306 ( به تناوب و اختصار ) .