حكومتهايى كه پيش از او متواليا بر سر كار آمده بودند ، نتوانسته بودند عناصر ايلى را با عناصر اجتماعى و سياسى بياميزند ، و در يك قالب بريزند و از اينرو شهرنشينان ، ايلات و عشاير را خطرى تشخيص داده بودند كه خالى از اهميت نبود . . . رضا شاه كه در راه تجدد ايران مىكوشيد ، وجود ايلات و عشاير را مناسب با اوضاع و احوال امروز جهان نمىديد .
پس در صدد برآمد كه اين مسأله را با تغييرات اساسى و انحلال تشكيلات ايلى ، و مانع شدن از ييلاق و قشلاق كردن آنان حل كند ، و چادرنشينى را به كشاورزى مبدل گرداند . در اينكه عامهء مردم مملكت يعنى عناصر غيرايلى ازين سياست پشتيبانى مىكردند ، كمتر جاى ترديد است . همچنين پيداست كه اين سياست ، بدون تهيهء مقدمات كافى به مرحلهء اجرا درآمد . هيچ مطالعهء دقيقى دربارهء امكان اسكان عشاير يا تأثير انحلال تشكيلات عشايرى در اقتصاديات ايران بهعمل نيامد . بسيارى از خوانين را تبعيد كردند ، و از ييلاق و قشلاق كردن سالانهء عشاير تا حدى مانع آمدند . در غالب موارد ، جاهاى مناسبى براى اسكان عشاير ، انتخاب نمىشد ، حوايج آنان از نظر بهداشت و تعليم و تربيت به حد كافى تأمين نمىگرديد ، و از نظر آموزش كشاورزى و تدارك آلات و افزار فلاحتى تسهيلات لازم براى عشاير فراهم نمىساختند ، تا آلاچيق يا نمونهيى از چادر تركمنها
بتوانند از اين راه آنان را به تغيير زندگى ايلى و تحول از مرحلهء شبانى به مرحلهء كشاورزى يارى كنند . . . از طرفى ، بسيار كسان از افول قدرت عشاير خشنود بودند . . . بعضى ايالات كه به مناطق دوردست منتقل گرديدند ، چندان بر آنها سخت گرفتند كه به تپهها پناه بردند و چندين ماه همچون ياغيان جنگيدند . . . پس از سركوبى ، آنان را كوچ دادند و عدهء بسيارى از آنان نابود شدند . پس از استعفاى رضا شاه ، بار ديگر بعضى از آنان به مساكن ديرين خود بازگشتند .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 287
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٢٨٧