مىباشد . . .
در بين عشاير ، كه دامدارى ، اساس توليد آنان بوده ، چندزنى رواج كامل داشته است ، و اين امر رابطهاى مستقيم با دامدارى و به خصوص تعداد دام دارد ، زيرا زنان در اقتصاد دامى سهم مهمى دارند و بر اثر تقسيم كار ، و اين كه هر زنى تنها مىتواند تعداد معدودى گوسفند را بدوشد ، ايجاب مىكند كه تعداد زنان خانواده زياد شود . اين امر به سود مرد تمام مىشود ، چون قدرت اقتصادى در دست اوست . و چون نيروى كارگر ، گران است ، بهترين راه ، استفاده از ازدواج مىباشد . در مواردى ، زنان ، نخست ، خود به خواستگارى مىروند و براى شوهرانشان زن مىگيرند ، زيرا اين امر از بهرهكشى آنان مىكاهد . . .
مردان در زراعت سهم اساسى دارند . بطور كلى ، بيكارى پنهان در بين طوايف رايج است . . . وضع كودكان در خانوادههايى كه در مناطق عشايرى زندگى مىكنند با كودكانى كه در نظام روستايى سنتى به سر مىبرند ، متفاوت است . گرچه در هردو جامعه كودك سهم مهمى در توليد دارد ، ولى كودك در جامعهء نخستين ، كه در چهارچوب نظام قبيلهاى قرار دارد ، در اقتصاد خانواده تأثير بيشترى دارد ، و تربيت وى نيز فرق مىكند ؛ او را با روح سلحشورى و دلاورى تربيت مىكنند . . . برعكس ، در جامعهء روستايى سنتى ، خانوادهء زارع وظيفهء تربيتى خود را از دست داده ، و سازمانهاى آموزشى جديد شهرى دولتى جايگزين آن شده است . » « 1 »
در مقابل چادرهاى ساده ، بىتكلف و ابتدايى قبايل چادرنشين ، كه در حقيقت مسكن و مأواى آنان بود ، در دوران بعد از اسلام ، مكرر در منابع تاريخى ، از خيمه و خرگاه و چادرهاى مجلل شهريارانى چون محمود و مسعود و ديگران سخن به ميان آمده است .
از جمله كلاويخو در سفرنامهء خود ، از اردوگاه بزرگ قبيلهء تاتار مقيم در خارج دروازهء شهر سخن مىگويد : « در اينجا كلاويخو عدهء چادرهاى برافراشته را پنجاههزار تخمين مىزند كه همه به ترتيب و به صورت خطوط مستقيم ، كه در فواصل آنها خيابانهايى وجود داشت و در آن گذرگاهها ، هرگونه وسايل به فروش مىرسيد ، واقع شده بودند .
چادرهاى مذكور ، به دو نوع تقسيم مىشدند : اول چادرهايى كه با تير برافراشته شده و با طناب به زمين مهار شده بودند ؛ و دوم ، چادرهايى كه با طناب مهار نشده بودند ، ولى در پيرامون آنها تيركهاى نازك كوچكى در تجيرها قرار داده بودند تا چادر استوار بايستد - درست مانند كلبههاى امروزى قرقيزها . مايهء افتخار اين اردوگاه عظيم ، سراپردهء پرعظمت تيمور بود ، كه از چندين چادر تركيبيافته بود . . . يك قرن قبل از وى ماركوپولو نيز ، اردوگاه قوبيلاى قاآن را تقريبا به همين نحو ، توصيف كرده است .
. . . چادرهاى سلطنتى ، مخصوصا جايگاه زنان تيمور با اطلس سرخپوشيده شده بود ، و بعضى از آنها با پوششهاى گرانبها آستر شده بود . . . » « 2 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 18 - 114 ( به اختصار ) .
( 2 ) . سفرنامهء كلاويخو ، ترجمهء مسعود رجبنيا ، ( ديباچه ) ص 20 - 19 ( به اختصار ) .