ميليون نفر از جمعيت ايران ، در نظام قبيلهاى زندگى مىكنند كه بخش بزرگى از آن را چادر - نشينان ( ايل ) تشكيل مىدهند ، و تا پيش از اصلاحات ارضى ، بيشتر آباديهاى واقع در اين نواحى ، بارها مورد غارت ايلها قرار مىگرفتند .
اقتصاد مناطقى كه ساكنان آن قبايل چادرنشين هستند ، اقتصاد شبانى است ، و در آن ، دامدارى و صنايع خانگى ، كه مخصوص زنان است ، سهم مهمى دارد . . . ايلات عموما با بهره - بردارى كشاورزى مخالفند ، و كشت زمين را دوست ندارند . آنان ما يحتاج خود ، بويژه محصولات كشاورزى را ، از فروشندگان دورهگرد يا پيشهوران خريدارى مىكنند . در گذشته دست به غارت مىزدند و اين امر بر خلاف دزدى عمل مذمومى تلقى نمىشد . . . بهمن بيگى در بررسى خود دربارهء غارت و غنيمتگيرى قبايل فارس ، به اين نتيجه مىرسد كه اين عمل آثارى از مشخصات شيوهء توليد چادرنشينى است كه بجا مانده است . وى مىنويسد : « سرقتهاى مختلف و دزديهاى شبانه ، به انواع گوناگون در ميان ايلات رواج دارد . . . مهارت در اين زمينهها را قابل فخر مىدانند . . . البته فقر عجيب عمومى از يكطرف ، و بيكارى ، و نبودن هيچگونه كار ، از طرف ديگر ، اين طرز فكر را تقويت مىنمايد . در سالهايى كه باران نيايد . . . زندگى اين گرسنگان ژندهپوش ، اعم از ايلاتى و دهاتى ، خيلى رقتبار مىشود . به هرحال ، براى يك قسمت از اين گرسنگان چارهاى جز دزدى و راه نامشروع ، براى كسب معاش نمىماند . دزدى و بخصوص راهزنى در ميان بويراحمديها بيش از ديگران معمول است . . . در دزدى چند نفرى ، اموال و اشياء مسروقه به سادگى بين دزدان تقسيم شده و به سردسته مقدار زيادترى تخصيص داده مىشود . » « 1 » در اقتصاد چادرنشينى ، دامدارى داراى اهميت است . مراتع ، اشتراكى و در اختيار عموم چادرنشينان است . نزاع بين جامعهء چادرنشين با جامعهء شهرى و روستايى ، از مشخصات تاريخ ايران است . . . » « 2 »
« خانوادهها ، در بين ايلات وضع خاصى دارد . تعداد و وسعت خانواده متأثر از توليد دامى است ، و تربيت كودك و ارزش زن نيز با دامدارى ارتباط نزديك دارد ، و شخصيت جوان هم با دلاورى و غارتگرى او سنجيده مىشود . شبكهء خويشاوندى ، بسيار نيرومند است ، و قرابت چند خانواده تشكيل يك « مال » يا « اوبه » و گاهى « تش » مىدهد . از اجتماع چند « مال » كه باهم نسبت دارند ، « تيره » به وجود مىآيد . اغلب در تيرهها ازدواج به صورت درونگروهى انجام مىگيرد ، ولى عوامل طبقاتى و خونى در آن مؤثر است . دختر گرفتن از گروههاى پايين ايلى در بين كلانتران و خانهاى ايل ديده شده است ، ولى كمتر دختر خانى و كلانترى با پسر گروههاى پايين اجتماع ازدواج كرده است . . .
در بين بعضى از طوايف ، آثار مناسبات مادرتبارى ، و در بين برخى ديگر خصوصيات نيرومند پدرتبارى ديده مىشود ، و به دنبال آن ، « عمو » و « دايى » دو لغت مهم در تيرهها
هامش
( 1 ) . محمد بهمن بيگى ، عرف و عادت در عشاير فارس ، ص 43 - 42 ( نقل از همان مأخذ ، ص 64 ) .
( 2 ) . جامعهشناسى روستاى ايران ، ص 67 - 58 ( به تناوب و اختصار ) .