تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
توليدشان مسلط بود ، ولى پس از مدتى اين شيوه تحت تأثير شيوهء توليد كهن ايران ( آسيايى ) قرار گرفت و همين كيفيت در مورد اعراب ( قرن اول هجرى ) ، تركها ( قرن چهارم هجرى ) ، و مغولان ( قرن هفتم هجرى ) نيز تكرار شد . بطور كلى ، مىتوان گفت كه در ايران ، شيوهء توليد چادرنشينى غالبا در تضاد با شيوهء توليد آسيايى قرار مىگرفت . با آنكه در برخى از دوره‌ها ، شيوهء توليد چادرنشينى و غارت كه ملازم آن بود ، غلبه پيدا مىكرد ، ولى شيوهء توليد آسيايى در نهايت امر غالب مىشد . تاريخ ايران شاهد منازعات بيشمار و كم‌وبيش خشونت‌آميز بين دو نظام اجتماعى چادرنشينى و سكونت است . در همان ايران باستان هم ، غالبا جنگهايى بين آرياييهاى ساكن و چادرنشينها درمىگرفت ، و آثار اين جنگها در مذهب باستانى ايران نظير مذهب زرتشت باقى مانده است . جنگ بين چادرنشينان و ساكنان ، در خاورميانه پديده‌اى عمومى بود ، و حتى در اسلام نيز انعكاس آن ديده مىشود . در واقع ، قرآن مردم را به دو گروه تقسيم مىكند : قبايل و شعوب ( خلقها و ملتها ) [ ساكنان ]
« إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ . . . »
به هنگام ظهور پيامبر نيز نزاعى بين قبايل چادرنشين ، كه اهميت زيادى در جامعهء عرب داشتند ، و ساكنان روستايى موجود بود . بطورى كه ابن خلدون مىگويد : « پيامبر ( ص ) هنگامى كه گاوآهنى در خانهء برخى از انصار ديد ، فرمود : اين ابزار داخل خانهء هيچ قومى نمىشود جز آنكه همراه خود ذلت و خوارى داخل آن خانه مىكند » . و بخارى اين حديث را توجيه كرده و در تفسير آن ، بابى زير اين عنوان اضافه كرده است : « دربارهء آنچه آدمى را از عواقب اشتغال به ابزار كشت و زرع ، يا تجاوز از حدى كه بدان امر شده است ، برحذر مىدارد » و علت حديث مزبور ، ( و خدا داناتر است ) اين است كه كار كشاورزى به باج‌وخراج دادن منتهى مىگردد ، و اين امر ، خود ، سبب زورگويى و تسلط زبردستان بر مردم است . در نتيجه ، باج‌دهنده به علت پرداختن باج به خداوندان قهر و غلبه ، خوار و بدبخت مىشود . پيامبر فرمود ، رستاخيز پديد نمىآيد مگر هنگامى كه زكات تبديل به ماليات و خراج شود . و اين اشاره به پادشاه ستمگر و جبارى است كه نسبت به مردم جور و ستم پيشه مىكند و حقوق خداى تعالى را دربارهء ثروتها از ياد مىبرد ، و كليهء حقوق را به منزلهء باج‌وخراج پادشاهان و دولتها تلقى مىكند . و خدا بر هرچه بخواهد ، تواناست . « 1 » دربارهء اسلام ، انگلس مىگفت : « مسألهء اسلام را همين روزها مورد مطالعه قرار - خواهم داد ، ولى فعلا چنين به نظرم مىرسد كه واكنشهاى بدويها عليه كشاورزان شهرها و ساكنان . . . بوده است . » دربارهء اين گفتهء انگلس چه مىتوان گفت ؟ ظاهرا واكنش بدويهايى كه از آن سخن مىگويد مبتنى بر غارتگرى است كه خود تابع شيوهء چادرنشينى است . . . آثار پاره‌اى از خصوصيات شيوهء توليد چادرنشينى امروز در ايران به روشنى ديده مىشود . ظاهرا نزديك به دو
هامش
( 1 ) . مقدمهء ابن خلدون ، ج 2 ، ص 93 - 792 ( به نقل از : جامعه‌شناسى روستاى ايران ، ص 60 ) .