به حدى است كه گلولاى فراوان مىسازند ؛ و اگر تابستان باشد ، گرد و غبار فراوان مىانگيزند .
همين كه بارها را گشودند ، تنورها را گرم مىكنند و گوشتها را مىپزند ، و با شير و كره و پنير تناول مىكنند . . . پيشهوران فراوانى در اين اردو هستند از قبيل درزيان ، آهنگران ، اسلحهسازان و صاحبان حرفه و صنعت از هر نوع كه مورد نياز اردو باشد . » « 1 »
مناظرى از زندگى قبيلهاى
« . . . نوع زندگى قبيلهاى و وضع خاص كوچنشينى ، دنيايى وراى دنياى شهرنشينان ساخته و پرداخته است كه از سراسر آن بوى استپ به مشام مىخورد ، صداى سم اسب به گوش مىرسد ، و دورنماى گلههاى چهارپايان در نظر مجسم مىگردد . زندگى افراد نيز وابسته به همين سهچيز است .
قبايل مغولى دورانهاى اوليه را ، برحسب نوع زندگى ، مىتوان به دو دسته تقسيم كرد :
دستهء شكارچيان بيشهنشين و دستهء شبانان استپ . . . در ابتدا بين افراد قبايل مغولى تفاوت چندانى وجود نداشت ، و همهء عشيره يك جا كوچ مىكردند ، ولى بتدريج در حدود قرن 11 و 12 ميلادى ، خانواده - هاى ثروتمندتر با گلهها و جماعت بيشترى به وجود آمدند . . . از همان دورانهاى اوليه ، رسم انتخاب خان چنين بود كه شوراهاى قبايل ، كه اصطلاحا « قوريلتاى » خوانده مىشد ، رئيس و رهبرى انتخاب مىكردند .
نخريسى و بچهدارى بعد از انجام كار روزانه از مشاغل تفريحى ايلات ايران است
جامع التواريخ مسؤوليت خوانين اوليهء مغول را چنين تشريح مىكند : تموچين با بهادران خود مىگويد : « گله و رمه و خانههاى بسيار و زن و بچهء مردم مىستدم و به شما مىدادم و شكار صحرايى را جهت شما اوتراميشى و جرگه مىكردم ، و شكار كوهى را به جانب شما مىراندم . » « 2 » « پس ، وظايف يك خان عبارت بود از تصرف غنيمت در جنگها و تقسيم آنها بين
هامش
( 1 ) . همان ، ص 32 .
( 2 ) . جامع التواريخ ، ( جزء دوم ، از اوكتاى قاآن تا تيمور قاآن ) ، به اهتمام بهمن كريمى ، ص 287 .