تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
نجات از مظالم سران و سالاران خويش ، از سلطان محمود استمداد جستند و به او گفتند : « ما چهارهزار خانه‌ايم اگر فرمان باشد ، خداوند ما را بپذيرد ، كه از آب گذاره شويم و اندر خراسان وطن سازيم ، او را از ما راحت باشد ، و ولايت او را از ما فراخى باشد ، كه ما مردمان دشتىايم ، و گوسفندان فراوان داريم و اندر لشكر او از ما انبوهى باشد . امير محمود را رغبت افتاد ، پس دل ايشان گرم كرد . مثال داد تا از آب ( جيحون ) گذاره آيند ؛ و ايشان به حكم فرمان او چهارهزار خانه از آب گذاره آمدند و اندر بيابان سرخس و فراوه ، و باورد ( ابيورد ) فرود آمدند و خرگاهها بزدند . » « 1 » اعلام خطر و اعتراض ارسلان جاذب به سلطان محمود غزنوى . پس ازآنكه سلطان محمود به حكم اجبار يا از روى ساده‌دلى ، يا در نتيجهء اشتباه سياسى و نظامى پاى تركان سلجوقى را به منطقه نفوذ خود ( خراسان ) باز نمود ، ارباب اطلاع و آنان كه از آمادگى رزمى سلجوقيان باخبر بودند بىمحابا بر اين عمل ناصواب محمود اعتراض كردند و عاقبت اين كار را وحشتناك ديدند ، سرانجام پيش‌بينى آنان به حقيقت پيوست و شكست دندانقان و تارومار شدن قواى مسعود و نفوذ طغرل در خراسان صحت انديشهء آنان را به ثبوت رسانيد ، گرديزى نويسندهء زين الاخبار اعتراض يكى از سران نظامى و سياسى آن دوران را به سلطان محمود در كتاب خود آورده است : چون امير محمود از آب گذاره آمد . . . ارسلان جاذب پيش او آمد و گفت : اين تركان را اندر ولايت چرا آوردى ؟ اين خطا بود كه كردى ؛ اكنون همه را بكش يا به من ده تا انگشتهاى نر ايشان ببرم تا تير نتوانند انداخت . امير محمود را عجب آمد ، و گفت بيرحم مردى و سخت سطبردلى . سپس امير طوس گفت : اگر نكنى بسيار پشيمانى ؟ ؟ ؟ ورى او همچنان بود و تا بدين غايت هنوز بصلاح نيامده است . « 2 » تشخيص ارسلان جاذب صحيح بود ؛ پس از چندى ، تركان به آزار و اذيت مردم پرداختند . در سال 419 محمود با سران سپاه به جنگ آنان رفت و با اينكه چهارهزار تن از سواران ايشان را بكشت و عده‌اى را دستگير كرد ، به قلع‌وقمع آنان توفيق نيافت . تركان غز در سالهاى بعد ، در حدود خوارزم و آذربايجان ، بار ديگر به قتل و غارت پرداختند ، و در محيط ارمنستان چنان وحشتى ايجاد كردند كه امير ارمنستان كشور خود را به روميان واگذاشت ، و خود با چهارصد هزار تن از اتباع و پيروانش به شهر سيواس پناه برد . در دورهء غزنويان ، مسعود مانند پدر خود ، از اين قوم خونخوار فريب خورد ، و به قول ابو الفضل بيهقى ، در نتيجهء اين سهو و خطا ، تركمانان كه به زور شمشير سلطان محمود به حدود « بلخان كوه » رانده شده بودند ، بار ديگر در اثر استمالت سلطان مسعود ، نيرو گرفتند و نواحى رى و جبال دستخوش تجاوزات آنان گرديد . در سالهاى بعد ، بين تركان غز و تركمانان سلجوقى ، برسر اشغال اراضى ، اختلافاتى
هامش
( 1 و 2 ) . عبد الحى بن ضحاك گرديزى ، زين الاخبار ، به تصحيح عبد الحى حبيبى ص 90 - 189 ( باختصار ) .