به محض انقلاب شتوى زمستان ، از زمينهاى پست فلات ايران ، كه بطور متوسط از 000 ، 1 تا 500 ، 1 متر از سطح دريا ارتفاع دارد ، به زمينهاى مرتفع و چراگاههايى مىرفتند كه تا 000 ، 3 الى 500 ، 3 متر ارتفاع داشت ، و تمام دورهء تابستان در آنجا چادر مىزدند و پس از انقلاب صيفى ، بار ديگر ، به سوى دشت سرازير مىشدند .
ايرانيان چادرنشينى كه بدينترتيب زندگى مىكردند و قبايل و كلانهايى داشتند ، « چوپان » يا « كرد » خوانده مىشدند ، ولى امروزه اين اسم فقط به چوپانهاى زاگروس شمالى و كردستان اطلاق مىشود ، در حالىكه در قرون وسطى ، كلمهء كرد
« Kurdes »
به تمام چادر - نشينهاى ايران گفته مىشد .
قبل از اسلام ، چادرنشينها در سيستان و فارس زياد بودند ، ولى ساسانيها آنها را در سرحدات روم شرقى متمركز كردند .
در علفزارهاى آسياى مركزى ، چادرنشينهاى ترك و تركمن زندگى مىكردند كه كار عمدهء آنها تربيت شتر بود ؛ ولى اينها از پايان قرن 11 از شمال هند به طرف سواحل مديترانه روى آوردند .
در درههاى پست آمودريا و اطراف درياى خزر ، مخصوصا چادرنشينهاى مناطق شمالى ايران كه به عنوان ديلميان خوانده مىشدند ، گلههاى بزرگى از گاو و گوسفند در اختيار داشتند ؛ و همينها بودند كه در قرن 10 ميلادى ، عراق و سوريه را فتح كرده و سلسلهء آل بويه را تشكيل دادند .
تمام چوپانهاى چادرنشين ، كه از چراگاهى به چراگاه ديگر مىرفتند ، گلههاى عظيم و مختلفى در اختيار داشتند كه برحسب اقليم و آبوهوا نوع گلهها فرق مىكرد و در استپهاى آسياى مركزى ، تربيت انواع شتر دوكوهانه و پرپشم معمول بود كه امروز نمونههاى آن در مغولستان موجود است . شتر مهارى ، كه بيشتر با آبوهواى ايران سازگارى دارد ، در جنوب تربيت مىشد و در گرماى تابستان نيز از اين حيوان صبور استفاده مىكردند .
در آسياى مركزى و شمال ايران ، از اسبهاى ايلخى استفاده مىكردند . اين اسبها با گردن و بدنى ظريف و يال بلند و پوست خالدارى كه داشتند به يوزپلنگ بىشباهت نبودند .
استپهاى ايران بيشتر براى تربيت بز ماده و گوسفند مناسب است ، و گلههاى آن به هزاران رأس مىرسيد كه در ضمن چريدن ، طى طريق مىكردند . چادرنشينهاى ايران شرقى قبا مىپوشيدند و تمام ، زير چادرهاى سياهى كه از پشم بز ماده بافته بودند زندگى مىكردند ، و بيشتر ، از شير و گوشت تغذيه مىكردند ؛ لباس آنها از پوست حيوانات و پوستين بود ، چكمه به پا مىكردند ، كلاهى مخروطى از پوست گوسفند بر سر مىگذاشتند ؛ و مساكن آنها در « يورت » بود كه با شاخهء درختان ساخته مىشد ، روى آن را با نمد يا پوست مىپوشانيدند و در وسط آن سوراخى براى ورود نور و هوا و خروج دود تعبيه مىكردند و در موقع تغيير محل ، يورت را با ارابههاى خود از محلى به محل ديگر منتقل مىكردند ؛ غذاى آنها از گوشت اسب و شير ماديان بود . » « 1 »
هامش
( 1 ) . زندگى مسلمانان در قرون وسطا ، پيشين ، ص 64 - 361 ( به اختصار ) .