تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
ايران كلمهء جامعى بوده است براى همهء مردم چادرنشين از نژاد ايرانى ، در برابر چادرنشينهاى ترك و تازى . و چون مهمترين كار اين مردم بيابانگرد و چادرنشين پرورش اغنام و احشام بوده و بيشتر از چوپانى و شبانى روزگار مىگذرانده‌اند ، در زبان فارسى ، كرد را به معنى چوپان و شبان هم آورده‌اند . . . اين طوايف كرد تا قرن هشتم بيشتر در نواحى جنوبى ايران زيسته‌اند ، و شمارهء اين كردان از كردانى كه در مغرب ايران بوده‌اند بمراتب بيشتر بوده است ، طوايف چادرنشين ايرانى ، كه هنوز در جنوب ايران هستند ، قطعا از بازماندگان ايشانند . . . گويا كلمهء « رم » همان لفظ « رمهء » فارسى امروز است كه به معنى گروهى از چهارپايان و ستور و جمعى از مردم باشد . . . . دربارهء رمهاى كردان جنوبى ، همهء جغرافيانويسان تازى اشاراتى كرده‌اند . . . در هر صورت ، پيداست كه در آغاز دورهء اسلامى ، تا چند قرن پس از آن هم ، تيره‌هاى مختلف كرد ، كه بيش از صد تيره بوده‌اند ، در ميان خاك اصفهان و خوزستان و كرمان و خليج‌فارس مى - زيسته‌اند و مردمانى جنگى بوده‌اند ، چنان كه دولتهاى آن روزگار از ايشان حساب مىبرده‌اند و خراج را به سركردگانشان مقاطعه داده بودند ، و پاسبانى راهها و نگهبانى از كاروانها سپرده به ايشان بود ، و استقلال داخلى داشته‌اند ، و بيش از پانصدهزار خانواده بوده‌اند و از هر تيره‌اى ، از صد تا هزار تن مسلح بوده‌اند ، و نيز چادرنشين و بيابانگرد بوده‌اند و از راه شبانى و ستوربانى گذران مىكرده‌اند و برخى از تيره‌هاشان را به نام « سركرده » مىخواندند ، و به پنج گروه بزرگ تقسيم مىشدند ، و در چادرهايى كه از موى بافته بودند ، مانند سياه‌چادرهاى امروز ، به‌سر مىبرده‌اند . اگر شمارهء هر خانواده را به حد وسط پنج تن بگيريم ، نزديك به دو ميليون و پانصد هزار تن از مردم اين ناحيه از ايران ، ازين چادرنشينان كرد بوده‌اند . » « 1 » از نقش مهم و مؤثرى كه قبايل چادرنشين ايران در سازمانهاى نظامى آن روزگار داشته‌اند به جاى خود ، سخن خواهيم گفت .

ييلاق و قشلاق و چادرنشينى

« بر خلاف مناطق پرآب نظير اروپاى غربى ، چين ، و هندوستان ، در مناطق خشك و بيابانى مشرق ، زندگى چادرنشينى معمول است ، و در بعضى نقاط ، زندگى چادرنشينى و زندگى شهرى مكمل يكديگرند . چادرنشينها معمولا خشن و مغرورند ؛ در دوران صلح و آرامش ، كار آنها چوپانى و گله‌دارى است ، و در موقع بروز خطر ، به سلحشورى و جنگ مىپردازند . در صحارى عربستان و افريقا ، چادرنشينانى زندگى مىكنند كه عمر آنها ، برحسب شرايط و اوضاع و احوال ، به چوپانى يا غارتگرى سپرى مىشود . آنها انواع گوسفند و شترهاى مهارى را تربيت كرده مورد استفاده قرار مىدهند . در آسياى مركزى و ايران ، استپهاى بسيار خشكى وجود دارد كه گاه به صورت صحارى پرشن ، نظير مناطق آمودريا ، تجلى مىكند ، و گاه به شكل كوير يا باتلاق نمك ، كه ايران شرقى را از ايران غربى مجزا مىكند . در ايران ، از ديرباز ، چوپانها با گله‌هاى خود همه‌ساله به ييلاق و قشلاق مىرفتند ؛
هامش
( 1 ) . ص 54 - 350 ( به تناوب و اختصار ) .