كتب پيشينيان برده ، تجارب خويش را نيز بر آن افزوده است . و اين كتاب بر دو بخش است :
بخش اول ، در طباع اراضى و رشوه و كوت و مياه و باغها و درختان و اثمار و طريقهء نگاهداشت و حفظ ميوهها و جز آن ، و بخش دوم ، در كشت و انتخاب تخمها و فصول كشت بذور و حبوب و بقول ، گياهان عطرى و صناعى و حصار و ساختمانهاى فلاحى و تربيت احشام و طيور اهلى . . .
ابن عوام در چند موضع مىنويسد : « با مراعات شرايطى چند در آبيارى ، مىتوان رنگ و خواص نباتات را تغيير داد ، و نيز در امر پيوند طريقههاى نوين دارد . » « 1 »
زكرياى قزوينى دربارهء كشاورزى ، مىنويسد : « فلاحت بهترين صناعات است . . . فلاحت به دو قسم است : زراعت و غراس ( يعنى نشاندن ) . . . زمين قوى لايق گندم بود ، و زمين ضعيف لايق جو ، از بهر جاورس ( ارزن ) زمين به ريگ آميخته ، و از بهر چوب زمين قوى بايد . و چون يكسال كشتى يكسال ديگر بماند تا قوت گيرد . صاحب الفلاحه گويد كه تخم گندم بايد از چوب آن سال بوده اگر دو سال بر آن بگذرد ، ضعيف بود اگر سه سال بود فاسد گردد . »
تعاليم اين كتاب در پيرامون كشاورزى و درختكارى ، قسمتى صحيح است و مبناى علمى و تجربى دارد ، و بخشى ديگر آميخته به اوهام و خرافات است . - و به نظر ابن يمين :
جستن گوگرد احمر عمر ضايع كردن است * روى بر خاك سياه آور كه يكسر كيمياست
شيخ ابو نصر ( شيخ الاسلام ) در محاسن زراعتپيشگى ، چنين مىگويد :
اى دل به كموبيش زراعت خوگير * نى مدح كبير گوى و نى ذم صغير
يك قطعه زمين حاصل آن شلغم و سير * بهتر كه هزار قطعه در مدح وزير
خواهى كه ز دهقنت نيابى آزار * پيوسته به دلخواه تو باشد همهكار
و آنگاه ترا غله بود در انبار * در سنبله آب ده به ميزان مىكار
نظامى در خسرو و شيرين ، چنين مىگويد :
جهان را خرمى باشد ز دهقان * از ايشان است كشت و باغ و بستان
اگر خواهد كسى پيوسته راحت * به دهقانان دايم به شفقت
وگر جويد كسى آزار دهقان * نبيند دلخوشى هرگز به دوران
در كتاب ارشاد الزراعه ، تأليف هروى ( 921 ه . ) مطالب سودمندى در پيرامون راه و رسم كشاورزى ، و شناخت زندگى گياهان و درختان به رشتهء تحرير درآمده است . آقاى محمد مشيرى مصحح اين كتاب سودمند ، در پيرامون نتايج و فوايد مطالعهء اين كتاب چنين مىنويسد :
« 1 . آشناشدن به اصطلاحات معمول زمان مؤلف ، دربارهء كارهاى زراعى ، و نام انواع مختلف ميوهها ( مثلا متجاوز از صد نوع انگور ) ؛ غلات ( نامهاى مختلف انواع گندم ، جو ، ارزن سبزيها و صيفىكارى ) ؛ نام انواع خربزه ، و حبوبات و امثال آن .
2 . اصطلاحات باغدارى و طرز باغبانى ، طرح و احداث باغهاى ميوه و امثال آن ؛
3 . آشناشدن با طرز آيش ، و تناوب زراعى معمول آن زمان ؛
هامش
( 1 ) . لغتنامهء دهخدا ، « ابن عوام » ( با اندكى اختصار ) .