تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
باد را به يارى مىطلبيدند . امروز بدبختانه باد بشدت مىوزد و گندم خوب و بد و كاه را باهم مىبرد . . . » « 1 »

آسياها :

« از ديرباز ، آسياهايى كه به يارى چهارپايان كارى - گاو و خر - به حركت در مىآمده و يا بوسيلهء دست مىچرخيده ، در ايران وجود داشته است . در قرن سوم و چهارم هجرى ، آسياب آبى در ايران بسيار متداول گشت . به گفتهء ابن البلخى در قرن ششم ، ساختن سنگ آسياب صنعت پرمداخلى بوده و از « ديهء خلّار » فارس به بيشتر ولايت پارس ، سنگ آسيا صادر مىكرده‌اند . وى مىگويد : خلارديهى بزرگ است كى سنگ آسيا آنجا كنند و بيشترين ولايت پارس را سنگ آسيا از آنجا برند ، كى معتدل است ، و عجب آن است كى همهء پارس به سنگ آسياى اين ديه آس كنند ؛ و چون ايشان را غله آس بايد كرد ، به ديهى ديگر روند به آسياكردن ؛ از بهر آنك آنجا آب روان نيست و چشمهء آب كوچك دارند ، چنان كه خوردن را باشد . « 2 » چند قرن بعد ، حمد اللّه مستوفى نيز از آسياهاى ايران ياد مىكند . نويسندهء تاريخ سيستان مى - نويسد كه در آنجا : « آسيا چرخ كنند تا باد بگرداند و آرد كند ، و به ديگر شهرها ستور بايد يا آسياء آب ، يا به دست آسيا كنند . » « 3 و 4 » در بلوك فوشنج خراسان بنا به گفتهء حمد اللّه قزوينى همهء آسياها به باد بوده‌اند .

آسيا :

معمولا در دهات معمور و آباد ، يك يا چند آسيا براى تبديل گندم به آرد وجود داشت . « هنگامى كه مىخواستند ميزان آب رودخانه يا قناتى را اندازه بگيرند ، با همين كلمهء « آسيا » بيان مىكردند و مىگفتند فى المثل فلان قنات سه يا چهار « آسياگردان » آب دارد و هزار سال پيش صاحب حدود العالم در باب قدرت آب رودخانهء جيرفت نوشت كه « آب وى چندان است كى شصت آسيا بگرداند » [ چاپ دكتر ستوده ، ص 126 ] آسيا تشكيل مىشد از « تنوره » و « سنگ رويين » و « سنگ زيرين » و « پره » و « اندا » و « زيرآب » و « پيمانه » و « تنزه » و « دلو » . . . معروفترين نوع آس ، آسياب بود كه تنوره‌اى معمولا به عمق بيش از ده متر داشت ، و در انتهاى آن سوراخى باريك بود ، آبى كه در اين تنوره داخل مىشد ، با فشار پره‌ها ، چرخى چوبين را كه در برابرش بود مىگردانيد ؛ و با گردش چرخ ، سنگى عظيم - كه بر بالاى ميلهء وسط آن چرخ كار گذارده شده بود - به چرخش در مىآمد ، و اين سنگ گردان بر سنگى ثابت كه زير آن قرار گرفته بود ، مماس بود ، و دانه‌اى كه از سوراخ سنگ گردان بين اين دو سنگ قرار مىگرفت ، آرد مىشد و از اطراف سنگ زيرين فرو مىريخت ، و در محفظه‌اى قرار مىگرفت . . . و آسيابان با پيمانه ، آرد را مىپيمود و از هربار آرد يك
هامش
( 1 ) . سه سال در دربار ايران ، پيشين ، ص 71 . ( 2 ) . فارسنامه ، ص 45 - 144 ( به نقل از : كشاورزى و مناسبات ارضى . . . ، ص 263 ) . ( 3 ) . تاريخ سيستان ، ص 12 ( به نقل از مأخذ فوق ، ص ، 264 ) كشاورزى و مناسبات ارضى . . . ، ص 64 - 263 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 261 | مرتضى راوندى