و كشتن باشد ، پيوسته از زمين شكافتن غافل مباش و تدبير كشت سال ديگر ، امسال مىكن . « 1 »
گاه از گاوميشان و زمانى كه زمين سست بود ، از خران نيز بهرهبردارى مىكردند .
« شخم » ، « شديار » و « شيار » به معنى شكافتن زمين ، « غباز » و « خيش » به معنى بخش چوبى گاوآهن و تيغهء فلزى يا قسمت آهن آن به كار مىرفته است .
علاوه بر اين ، در فعاليتهاى كشاورزى ، از كلنگ ، بيل ، گراز ، داس و دهره ، يوغ يا جوغ ( كه براى بستن گاوان به خيش به كار مىرفته است ) استفاده مىكردهاند . اولئاريوس مىگويد :
« ايرانيان نيز براى شخم زمين ، خيش به كار مىبرند . در جاهايى كه زمين سخت و رسدار باشد - مثل اراضى ايروان و ارمنستان - خيشها چنان بزرگند كه از 12 تا 24 گاوميش به آن مىبندند و چهار نفر براى هدايت آن لازم است . شيار اين خيشها يك فوت عمق و دو فوت عرض دارد . » « 2 »
در مينياتورى مربوط به سال 986 ه . ، تصوير خيش سبك ايرانى ، كه يك جفت گاو به آن بسته شده ، ديده مىشود . در اين نقاشى ، روستايى سالمند و ريش سياهى كه دستارى سفيد به سر ، و قبايى به تن دارد ، و دامنهاى آنرا بالا زده و شلوار سفيد نخى تا زانو پوشيده و كفشى به پاهاى برهنه دارد ، با يك جفت گاو كه به خيشى سبك بسته ، مشغول شخم زمين مىباشد .
روستايى ديگرى كه جوانتر به نظر مىرسد ، با كارد باغبانى ، شاخههاى بوتهء جوانى را مىبرد .
پايينتر جوانى با كوزهاى از جوى آب برمىدارد و در دو خيمه هيكلهاى زنان ديده مىشود .
در كنارى ، شبانى پير ، سرگرم چراندن گلهء گوسفند است .
خيش سبك با تيغهء آهنى
پس از آنكه شخم بوسيلهء خيش صورت گرفت ، زارعان خاك را با تخته و مالهء سيخى كوچكى كه دندانه - هاى ريز دارد ، خرد مىكنند و سپس با بيل زمين را صاف مىكنند ، و به كرتهاى چهارگوش تقسيم مىكنند ، و بموقع ، آبيارى مىكنند . شخم زمين برحسب سستى يا سختى خاك ، ممكن است يكبار يا چندبار صورت بگيرد . » « 3 »
آلات و ادوات شخم در ايران ، به علت هجوم اقوام وحشى ، فقدان امنيت ، پايين بودن سطح فرهنگ عمومى ، به كندى تكامل يافته ، و در طى چند قرن ، تقريبا تغييرى محسوس حاصل نكرده است . علاوه بر اين ، استثمار شديد كشاورزانى كه در زير بار شيوهء مزارعه و بيگار و بهره و ماليات مالك و دولت خرد شده بودند به آنان فرصت بهبود بخشيدن به آلات كار را نمىداد .
هامش
( 1 ) . ص 43 ( به نقل از : كشاورزى و مناسبات ارضى . . . ، ص 248 ) .
( 2 ) . اولئاريوس ، ص 737 ( به نقل از همان مأخذ ، ص 252 ) .
( 3 ) . كشاورزى و مناسبات ارضى در ايران ، پيشين ، ص 56 - 247 ( به تناوب و اختصار ) .