تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
مىنويسد در مواردى كه مخرج مستراح به داخل خانه باشد ، كشاورزان با دادن مقدارى ميوه ، به نام هديه ، موافقت صاحب‌خانه را براى بردن كود مستراح جلب مىكنند . به نظر آنها كود مستراح اغنيا كه كباب و شراب مىخورند ، از كود مستراح فقرا ، براى كشاورزان سودمندتر است . روستاييان از سه نوع كود بهره‌بردارى مىكنند : 1 ) آنچه از همه‌جا بدون تفاوت بطور مخلوط جمع مىكنند ، 2 ) كود مستراحها ، 3 ) سرگين كبوتران . در ايران از ديرباز براى جمع - آورى سرگين كبوتران ، اقداماتى كرده‌اند كه از آن جمله ايجاد كبوترخانه يا برج كبوتران است . غازان خان به قصد احياء كشاورزى ، مغولان وحشى را از شكار كبوتران در روستاها منع مىكند . شاردن در توصيف كبوترخانه‌هاى ايران ، مىگويد : « برجهاى كبوتران ايران از بزرگترين كبوترخانه‌هاى ما ، شش‌بار بزرگترند ، و با آجر ساخته شده و روى آن را با گچ و آهك اندوده‌اند . برج از سمت اندرون از بالا تا پايين پوشيده از حفره‌هايى است كه كبوتران در آن لانه مىكنند . در اطراف اصفهان بيش از سه‌هزار برج كبوتران وجود دارد كه بيشتر براى به - دست آوردن سرگين آن پرندگان ساخته شده است . » « 1 » بنا به گفته شاردن ، در ناحيه اصفهان سرگين كبوتر را به وزن مىفروخته‌اند كه هر 14 ليور آن به يك سيستم دينار به نرخ آغاز قرن چهاردهم فروخته مىشده است . براى كسب حق ساختن برج كبوتران يا بقول شاردن كبوتر خان
Colombier
و فروختن سرگين كبوتر عوارضى جزيى به نفع دولت مأخوذ مىگرديده است . » « 2 »

وسايل و آلات كشاورزى

حيوانى كه بيش از ديگر حيوانات در فعاليتهاى كشاورزى چون شخم ، خرمن‌كوبى ، بيرون آوردن آب از چاه و در آسيابها و حمل كود و غلات و ميوه و غيره به كار گرفته مىشد ، گاو نر يا به اصطلاح قرون وسطى ، گاوكارى بود . پطروشفسكى مىنويسد : « اصطلاح « جفت گاو » و « جفت عوامل » ؛ در امور كشاورزى ، واحدى بوده كه دائما به آن اشاره مىشده . غالبا يك جفت گاو را به گاوآهن مىبستند ، و كمتر بدين منظور ، از چند جفت استفاده مىكرده‌اند مگر در نقاط كوهستانى و جايى كه زمين سخت بوده است . اين اصطلاح در تعيين مساحت زمينى كه در ظرف مدت يك فصل توسط يك جفت گاو نر شخم زده مىشده ( در نقاط مختلف متفاوت بوده ) واحدى بوده براى تعيين زمينى كه درخور پرداخت ماليات است . و ظاهرا اين سنت از عهد باستان در ايران سابقه دارد . عنصر - المعالى در قابوسنامه ضمن اندرز به فرزند خود ، مىنويسد : بدان اى پسر كه اگر دهقان باشى ، شناسندهء وقت باش و هرچيزى كه خواهى كشت ، مگذار كه از وقت خويش بگذرد . اگر ده روز پيش از وقت كارى ، بهتر كه يك روز پس از وقت كارى ؛ و آلت و جفت گاو ساخته دار و گاوان نيك خر و به علف نيكو دار ؛ و بايد كه جفتى گاو خوب هميشه زيادتى در گلهء تو باشد ، تا اگر گاوى را علتى رسد ، تو در وقت ، از كار فرونمانى و كشت تو از وقت در نگذرد . چون وقت درودن
هامش
( 1 ) . شاردن مجلد 3 ، ص 386 ( از همان مأخذ ، ص 245 ) . ( 2 ) . كشاورزى و مناسبات ارضى . . . ، ص 44 - 242 .