اشجار بارور تاك در چنين زمينى محصول خوب مىدهند .
در ايران ، به علت كمى زمينهاى قابل كشت ، روش آيش ، يعنى معطل گذاشتن زمين ، كمتر معمول است . بلكه كشاورزان در يك قطعه زمين معين ، ساليانه چندينبار كشت مىكنند .
بعد از غلات ، بقولات ، يونجه يا صيفى مىكارند ، و غالبا در سال دوبار محصول غله برمىدارند . شاردن از اين روش كشاورزان ايران ، كه زمين را براى تجديد قوا راحت نمىگذارند ، سخن مىگويد و مىنويسد : « همين كه محصول را برمىدارند ، بجاى آن چيز ديگرى مىكارند ، و بعد از دو سه سال - كه از كوددادن زمين گذشت - بيرمق مىشود ، ولى بيدرنگ مجددا كودش مىدهند و آب مىبندند و نيروى آن باز مىگردد . » « 1 »
در بسيارى از نقاط ايران ، ساليانه دو محصول برداشت مىشده ؛ كشت اول ، در پاييز يا زمستان صورت مىگرفته و زمستانى يا شتوى ( عربى ) ناميده مىشده است ، و روستاييان پس از برداشت محصول در بهار و يا تابستان ( بسته به عرض جغرافيايى محل و وضع منطقه ) بجاى آن ، كشت ديگرى - غلات يا بقولات - مىكاشتند . كشت اخير ، كه تابستانى يا صيفى ناميده مىشد ، در تابستان ، و در بيشتر موارد در پاييز ، به حاصل مىرسيد كشت شتوى و صيفى در قطعه زمين واحد ، طبق روش تبديل كشت ، پىدرپى صورت مىگرفت .
ناصر خسرو علوى ، حمد اللّه مستوفى ، مؤلف ارشاد الزراعه ، ماركوپولو و ديگران در آثار خود ، از فصل كشت غلات و هنگام درو در نقاط مختلف مطالبى ذكر كردهاند . » « 2 »
انواع كود
« در ارشاد الزراعه و در كتاب علم فلاحت و زراعت از استعمال انواع كودها سخن رفته است . به گفتهء مؤلف كتاب اخير ، مهمترين كود براى تاك « زبل گاو » و « زبل گوسفند » است ، ولى پربهاترين كود بطور كلى « زبل آدمى » است كه در اصفهان از آن استفادهء فراوان مىشود . علاوه براين ، از مردار ، خاك ديوارهاى كهنه ، و زبالهء سلاخخانه و سرگين چهارپايان و سرگين كبوتر براى رستنيها و درختان گوناگون استفاده مىكردند ، ولى زبالهء اسب و خر و قاطر و شتر از ديگر فضولات ضعيفتر و از نظر كشاورزان ، ارزش كمترى دارد .
گردآورى كود در امر معيشت و اقتصاد روستايى ايران مقام نمايانى داشته . رفائل دؤمان ، شيوهء گردآورى كود را در حومهء اصفهان ، چنين شرح مىدهد : « صبح زود عازم شهر مىشوند تا محصولات غذايى خود را بفروشند و شب با بار نجاست ، كه از كوچهها و آبريزها گردآوردهاند ، باز مىگردند . مخرج آبريزها على الرسم ، به طرف كوچهها ، نزديك در خانه است .
شما اين كناسان را در كنار مخرج مستراحها مىبينيد كه با بيلهاى خود مشغول جمعآورى اين كودها هستند ، تا با خرهاى خود به ده ببرند ، به خاك بدهند و سال بعد مجددا آن را به صورت خربزه و سبزى درآورده در شهر بفروشند . » « 3 »
شاردن نيز بتفصيل ، از استعمال كود انسانى و حيوانى در اصفهان سخن مىگويد ، و
هامش
( 1 ) . شاردن ، مجلد 4 ص 105 ( به نقل از : كشاورزى و مناسبات ارضى . . . ، ص 38 - 237 ) .
( 2 ) . كشاورزى و مناسبات ارضى در ايران ، پيشين ، ص 41 - 234 ( به تناوب و اختصار ) .
( 3 ) . ر . دومان ، ص 34 - 233 ( در مأخذ فوق ، ص 243 ) .