تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
ابن الاثير ضمن بيان وقايع سال 456 ، به مقام و موقعيت اجتماعى رئيس مظفر و همكارى او با حسن صباح اشاره مىكند و ضمنا مىنويسد كه وى « در شهور سنهء ثلث و تسعين و اربعمائه . . . در فصيل گردكوه ، چاهى سيصد گز در سنگ خاره بريد . چون به آب نرسيد ، فرو گذاشت و بعد از وفات او به سالها زلزله‌اى عظيم افتاد و در آن چاه چشمه‌اى گشاده شد . . . » و سپس مىنويسد كه رئيس مظفر در منطقهء الموت « دوازده‌هزار دينار در خرج دو چاه صرف كرد . »

آب‌انبارها

به نظر فرد ريچاردز ، كه در دورهء قاجاريه از ايران ديدن كرده است ، « جالب توجهترين و باشكوهترين آثار معمارى يزد مسجدهاى آن نيست ، بلكه آب‌انبارهاى آن است . آب‌انبار در زيرزمين واقع شده و راه دخول به آن يك رديف پلكان طولانى و تاريك است . آب‌انبارها معمولا در مجاورت مساجد واقع گرديده ، و طرح آنها نيز شبيه طرح مساجد مىباشد . . . آب‌انبارها و بادگيرهايشان ، كه براى خنك‌كردن آب تعبيه شده ، مورد تحسين خارجيان مىباشد . در يزد ، در حدود چهل آب‌انبار يا مخزن آب وجود دارد كه آب مصرفى شهر يزد را براى يك سال ذخيره مىنمايد . مردها آب را بوسيلهء مشك از اين آب‌انبارها به خارج حمل مىكنند . اين مخازن آب هرسال در فصل زمستان پرمىشود و آب در آنها بطور شگفت‌آورى خنك مىماند . اغلب آب‌انبارهاى شهر يزد توسط پادشاهان سلسلهء صفويه ، ساخته‌شده و از محل موقوفات ، آنها تعمير مىشود . مىگويند از بناى يكى از اين آب‌انبارها 400 سال مىگذرد و آب‌انبارها بوسيلهء 60 تا 70 قنات ، كه در فاصلهء كوه و اين آب‌انبارها قرار گرفته و از صحرا عبور مىكند ، پرآب مىشود . . . » « 1 »

مبارزه با ريگ روان

« براى زراعت در نواحى شرق ايران ، گذشته از آبيارى مصنوعى ، مبارزه با ريگ روان و ممانعت از فروگرفتن ريگ ، مزارع و باغها نيز داراى اهميت بود . مؤلف تاريخ سيستان متذكر مىگردد كه « شرايط آبادانى سيستان بر سه بند بستن نهاده‌اند : بستن بند آب و بستن بند ريگ و بستن بند مفسدان . بستن بند آب يعنى ايجاد سدها ، در بخشهاى سفلاى « هيلمند » و « فرا » رود و ديگر رودها . . . بند ريگ ، يعنى ديوار يا حصارى كه اراضى مزروع را در برابر حملهء ريگ روان ، كه باد كذايى سيستان حامل آن است ، حمايت بكند . اما بستن بند مفسدان ، يعنى حصارهاى طويلى است كه مردم را از هجوم صحرانشينان و ديگر دشمنان محفوظ دارد . » « 2 » ملك الشعراى بهار ، ناشر و مفسر تاريخ سيستان ، قسمت زير را از كتاب عجايب البلدان ، منتسب به ابو المؤيد بلخى ، نقل مىكند : « گرداگرد سيستان ريگيست بسيار و آنجا باد باشد و آسياهاشان به باد گردد ، و مردم از بيم آن باد ، سدها و بندها كرده‌اند تا ريگ را باد در شهرها و ديهها نبرد و با اينهمه احتياط ، بسيار مواضع را و ديه را باد ( ريگ ) فرو گرفته است . » ( مقصود باد معروف صد و بيست روزهء سيستان است كه در گرمترين فصل سال مىوزد ) . حمد اللّه مستوفى قزوينى نيز از چنين سد معتبرى ، كه بناى آن را به گرشاسب پادشاه
هامش
( 1 ) . سفرنامهء فرد ريچاردز ، پيشين ، ص 160 . ( 2 ) . تاريخ سيستان ، ص 21 ( به نقل از : كشاورزى و مناسبات ارضى . . . ، ص 224 ) .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 255 | مرتضى راوندى