يافتند آن را از طريق مجارى تحت الارضى به هشت تا ده « ليو » و گاهى بيشتر منتقل مىكنند و آب را از نقطهء مرتفع به جاهاى پستتر مىرسانند تا بهتر جارى شود . در جهان ، قومى وجود ندارد كه مانند ايرانيان در مصرف آب ، صرفهجويى كند . اين مجارى زيرزمينى گاهى در عمق 10 الى 15 « توآز » ( هر توآز 949 / 1 متر ) حفر شده است . من كاريزهايى به اين عمق ( قريب 30 متر ) ديدم . اندازهگرفتن عمق اين مجارى آسان است ، زيرا كه در هر 15 متر ، يك چاه نفسكش ديده مىشود كه قطر دهانهء آن به اندازهء چاههاى خودمان است . . . مسلما در جهان قومى وجود ندارد كه همچون ايرانيان در نقبزدن و حفر مجارى زيرزمينى چنين چيرهدست باشد . . . » « 1 »
در قرون وسطى ، آبيارى بوسيلهء چاه نيز در ايران بسيار متداول بوده و نوشتههاى حمد اللّه مستوفى ، كه غالبا از چاهها سخن مىگويد ، گواه بر اين است . طرز آبيارى از چاه را شاردن در قرن هفدهم مفصلا شرح داده و شكى نيست كه در قرن چهاردهم نيز همان شيوه معمول بوده است . وى چنين مىگويد : « ايرانيان گذشته از آب رودخانه و جوى و قنات ، از آب چاهها نيز استفاده مىكنند ، و تقريبا در همهجاى آن سرزمين چاه وجود دارد . آب را به كمك گاوهاى نر ، در دلوهاى بزرگ چرمى يا مشكهايى كه از 200 تا 250 ليور وزن را بالا مىآورند ، از چاه مىكشند . اين دلو ( يا مشك ) از پايين دهانهاى دارد به درازى 2 تا 3 پا و قطر نيم پا ، و طنابى كه بدان متصل است و به بالاى چاه بسته ، هميشه آن را سر به بالا نگاه مىدارد كه آب از آن نريزد . گاو نر بكمك طناب ضخيمى كه به دور چرخى كه داراى سهپا قطر است ، و در بالاى چاه ، چون قرقرهاى نصب شده ، پيچيده مىشود ، دلو ( مشك ) را بالا مىكشد و آب را به حوض مجاور دهانهء چاه مىرساند ، و از دهانهء مشك در حوض مىريزد و از آن پس آب از آنجا به مزارع تقسيم مىگردد .
براى اينكه گاو به آسانى آب را بالا بكشد ، معبر را طورى تعبيه كردهاند كه در حدود سى درجه مورب است و بدين طريق ، در سطح مايلى از بالا به پايين حركت مىكند و ضمنا باغبان هم روى طناب مىنشيند و بدين وسيله ، زحمت خود او كمتر مىشود و فشار به طناب ، به گاو هم كمك مىكند . بنابراين ، اين تعبيه - هرقدر هم ساده و بدوى به نظر آيد - هم راحت است و هم ارزان و بهكار بستن آن فقط يك نفر لازم دارد . . .
براى اندازهگرفتن و مصرف آب در آن دوره ، از كاسههاى مسى و گرد و بسيار نازك استفاده مىكردند ؛ بدين ترتيب كه كاسه را ، كه سوراخى كوچك در وسط دارد ، در جويى كه آب را به مزرعه مىرساند قرار مىدادند . آب بتدريج از آن سوراخ وارد كاسه مىشد . چون كاسه به ته آب مىرفت ، اندازه پرشده بود . مراقبت در توزيع آب معمولا به عهدهء ميرآب بوده و او بوسيلهء عمال خود ، آب را از بخشى به بخش ديگر و از مزرعهاى به مزرعهء ديگر هدايت مى - كرد . ميرابى شغلى بود پردخل و ميراب اصفهان در عهد شاردن از شغل خود سالى چهارهزار تومان مداخل داشت . راوندى در فاصلهء قرنهاى 6 و 7 هجرى ، در مورد ظروف اندازهگيرى آب ، اصطلاح پنگان « فنجان » را به كار مىبرد . » « 2 »
هامش
( 1 ) . شاردن ، مجلد 4 ، ص 97 - 96 ( از همان مأخذ ، ص 213 ) .
( 2 ) . كشاورزى و مناسبات ارضى در ايران ، پيشين ، ص 223 - 196 ( به تناوب و اختصار ) .