تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
اولى ، چنان كه از نقشه استنباط مىگردد ، سخن از نهر بزرگى به نام رشيدى در ميان است كه در نزديكى جزيرهء ابن عمر از شط دجله منشعب مىشود تا به موازات شهر موصل ؛ و 160 كيلومتر درازى آن بوده . نهر مزبور با كار اجبارى بيست‌هزار روستايى ، كه از بين النهرين عليا و ارمنستان و روم گرد آمده بودند ، ولى مزد روزانه به ايشان پرداخته مىشده ، احداث شده بود . . . به گفتهء حمد اللّه مستوفى ، از آب سه رود بزرگ و پرآب ايران : جرجان ( گرگان ) و سفيدرود و شاهرود - كه شاخه‌اى از سفيدرود است - براى آبيارى استفاده اندكى به عمل مىآمده . اين سخنان از سقوط دستگاه آبيارى و بالملازمه ، انحطاط زراعت در بسيارى از نواحى شمالى ايران - در دورانى كه پس از غلبهء چنگيز عدهء مردم صحرانشين ترك مغول افزايش يافته بوده و مجاورت با ايشان ، در كشاورزى ساكنان زراعت‌پيشهء همسايه تأثير مرگبارى داشته حكايت مىكند . استعمال چرخهاى عظيم براى بالاكشيدن آب - كه آب رود را به يارى سطلهايى كه بر چرخ بسته شده بوده بالا آورده به مزارع و باغهاى مرتفعتر از سطح آب رود مىرسانيده‌اند - در قرون وسطى متداول و معروف بوده است . در دايرة المعارف ابو عبد اللّه محمد بن احمد الخوارزمى ( قرن دهم ) شش اصطلاح براى تعريف دستگاههايى كه اراضى مرتفع را آبيارى و مشروب مىسازند ، ذكر شده است . » « 1 » در ايران ، دولاب ، يعنى چرخ بالادهندهء آب ، از قديم متداول بوده و در تأليف حمد اللّه مستوفى در ضمن وصف سد شاپور در خوزستان ، چنين مىگويد : « در جانب شرقى بالاى شهر ، جويى در سنگ بريده‌اند و در زير شهر با رود رسانيده‌اند ، و دولابى بزرگ به آن جوى ساخته ؛ چنان كه پنجاه گز آب بالا مىاندازد . » « 2 » ( چون طول « گز » در نقاط مختلف متفاوت بوده ، 50 گز ممكن است با 35 تا 40 متر و بيشتر برابر باشد ) . كاررى مىنويسد قبل از رسيدن به شهر شيراز ، در طى راه « . . . ماشين آبيارى مخصوصى ديديم كه بوسيلهء گاو كار مىكرد و با ماشينهاى آبيارى اروپايى ، كه با اسب و قاطر كار مىكنند تفاوت داشت . » « 3 » ( كاررى در دورهء صفويه به ايران آمده است ) . پطروشفسكى بتفصيل ، از خصوصيات و مشكلات حفر قنات در ايران سخن مىگويد و مىنويسد : « با در نظر گرفتن اينكه در هر كيلومتر ، از 100 تا 120 چاه بايد زده شود و در سراسر كاريز ، از 300 تا 360 گمانه كنده شود كه عمق متوسط آنها در حدود 45 متر و مساحت مقطع نيم مترمربع ، اين نتيجه به‌دست مىآيد كه براى حفر گمانه‌ها مىبايست اقلا 57 هزار متر مكعب خاك و سنگ بردارند . اگر خاك و سنگ مجراى زيرزمينى سه كيلومترى را هم به اين رقم اضافه كنيم جمع رقم خاكبردارى به 75 هزار متر مكعب بالغ مىگردد كه چند ده هزار متر مكعب از اين مقدار را بناچار از عمق 4 تا 7 متر بالا آورده‌اند . شاردن فرانسوى ( در حدود سال 1670 ميلادى ) شرح مختصرى دربارهء كاريز نوشته . به گفتهء وى ، « ايرانيان براى كشف آب زيرزمينى در پاى كوه چاه مىكنند و همين كه آب باريكى
هامش
( 1 ) . مفاتيح العلوم ، متن عربى ، ص 71 ( نقل از : كشاورزى و مناسبات ارضى . . . ، پيشين ، ص 208 ) . ( 2 ) . نزهت القلوب ، ص 111 ( از همان مأخذ ، ص 208 ) . ( 3 ) . سفرنامهء كاررى ، ص 190 .