كردهايم . » ضمنا به عموم عمال خود دستور مىدهد كه رعايا و صدور و برزگران را مورد توجه و حمايت قرار دهند تا به عمارت و آبادانى مشغول شوند . - در ميان مناطق جنوبى ايران مردم كرمان بيش از سكنهء ديگر نقاط از كمى آب رنج مىبرند .
بطورى كه آقاى دكتر باستانى پاريزى در مقدمهء تاريخ كرمان متذكر شدهاند ، ارتفاع باران در اين سرزمين وسيع در سال از 12 تا 16 سانتيمتر است . به همين علت ، در بسيارى از زمينهاى مستعد كرمان ، به علت كمىآب ، انجام فعاليتهاى مثمر كشاورزى امكانپذير نيست . بااينحال ، مردم زحمتكش كرمان علىرغم بخل طبيعت ، در طول تاريخ ، به فعاليتهاى دامنهدارى دست زدهاند و با وسايل ابتدايى براى كندن قنات « . . . پنجمن پنجمن خاك را از 180 يا 200 مترى زمين با دست و چرخهايى بيرون مىكشند ، و صدها حلقه چاه مىكنند تا يك قنات داير شود . اما اين داير شدن قنات تازه اول كار است ، بايستى ابتدا زمينهاى شور را ، كه براى كشاورزى مستعد نيست ، شيرين كرد ، و اين خود سالها وقت لازم دارد . در مرحلهء دوم ، مراقبت از اين قنوات است . خاك كرمان نرم و پوك است . . . بدينجهت ، هميشه قنات ريزش مىكند و پر مىشود و جلو آب گرفته مىشود ، و بايستى قنات را پاك كرد . . . از اين نكته مىگذريم كه بسيارى اوقات ، لشكر خارج كه به محاصرهء شهرهاى كرمان آمده است ، براى تسليم شهر ، قبل از هر كار به پركردن قنوات پرداخته . . . اغلب حكامى كه به كرمان مىآمدهاند به زور ، املاك مردم را مصادره مىكرده يا به ثمن بخس مىخريدهاند ، يا وسايلى فراهم مىكردهاند كه مردم به ثمن بخس ملك خود را بفروشند . اعراب كه به كرمان آمدند ، املاك و زمين مردم بومى را گرفتند و در آن به احداث باغ و قنات پرداختند . اعراب حتى اسامى آنان را هم به نام خود كردند . . . بعدها مردم براى اينكه لااقل حكام به املاك آنان دست نيازند ، تدبيرى تازه انديشيدند و بيشتر املاك خود را وقف نمودند تا شايد به پشتيبانى خاندان رسالت و عنوان وقف متسلطين ، جرأت تصرف آن املاك نكنند . . . اين تدبير نيز گاهى كارگر نبود . . . قوام الدين ملك زوزن ، كه در حدود 609 ه . به كرمان آمده است ، بعد از همهء خودكامى ، يك روز گفت همهء وقفنامهها را پيش او برند ، سپس گفت بتحقيق معلوم شد كه از دعاى روحانيون ، و موقوفه - خواران كارى پيش نمىرود . فرمان داد مجموع وقفنامهها را در آب شستند ، و آنگاه تمام رقبات آن موقوفات را در حوزهء ديوان گرفت و جزو املاك حالصه كرد . » « 1 »
به علت يأس عمومى و بيعلاقگى و بىايمانى متوليان و ناپايدارى اوضاع ، موقوفهكردن املاك بيشازپيش موجب خرابى املاك مىشد . آقاى پاريزى در جاى ديگر مىنويسد : « . . .
من وقتى از راههاى اطراف كرمان عبور مىكردم ، دهانههاى چاههاى قنوات متروك و آباد را ، كه در هرچند قدم يكى از آنها به چشم مىآيد ؛ مىديدم و آن وقت مىانديشيدم كه چه ميزان نيرو و عمر انسانى در پديد آوردن اين حفرهها صرف شده است . . . طول رشتهء اين قنواتآباد ، متروك در زيرزمين ، از طول راههاى آباد روى زمين ، در اين سرزمينى كه به اندازهء خاك فرانسه وسعت دارد ، بيشتر است . » « 2 » « حوادث تاريخى در ساير شهرها و نقاط ايران اگر هم شديد و سخت بوده
هامش
( 1 ) . احمد على خان وزيرى كرمانى ، تاريخ كرمان ، به اهتمام دكتر ابراهيم باستانى پاريزى ، ( مقدمه ) ص 7 - 3 ( به اختصار ) .
( 2 ) . همان ، ص 8 ( به اختصار ) .