و هندوستان - نيك معلوم مىكند ، و بدون اين توجيه ، علت وجود پديدهء اخير مجهول مىماند .
علت اينكه يك جنگ مخرب ، كشورى را در طى قرنها ، از سكنه خالى و تمدن آن را معدوم مىساخته نيز جز اين نمىباشد . » « 1 »
در عهد باستان ، جماعات روستايى و اساس بردهدارى و وجود حكومتهاى متمركز و مستبد ، زمينه را براى تنظيم آبيارى در كشورهاى آسيايى فراهم مىكرد ؛ ولى در دورهء فئوداليته ، در اثر نبودن تمركز و دوام جنگهاى فئودالى ، دلسوزى و علاقهء عهد باستان وجود نداشته ، و به همين علت ، كار آبيارى ، سير قهقرايى و انحطاط سپرده است . مخصوصا در عهد مغول ، در اثر چپاول و غارتگرى مغولان و استثمار وحشيانهء آنان و بيعلاقگى شديد اين قوم بيابانگرد به عمران و آبادى ، سقوط و انحطاط اقتصادى شديدتر بوده است . بارتولد در كتاب آبيارى در تركستان به مسألهء آب و آبيارى و اهميت اقتصادى سدها و كاريزها در زندگى كشاورزان اشاره مىكند و مىنويسد : « مراقبت از سدها و مواظبت از درستى كار آنها - كه براى يك شهر يا مؤسسات آبيارى سراسر رود اهميت داشت - به عهدهء ساكنان كويها و قراى مربوطه بوده است ، و در ازاى اين خدمت ، از ماليات ارضى و جزيه در مورد نامسلمانان معاف مىگرديدند . » « 2 »
« كاريز و قنات نيز در جريان عمران و آبادى مناطق ، نقش مهمى داشت . عبد اللّه بن - طاهر ( 230 - 215 ه . ) ، كه سازنده و سازماندهندهء خراسان بوده ، نمىتوانست موضوع آب و آبيارى را ناديده انگارد . در خراسان غالبا بر سر كاريزها دعوى بود . براى حلوفصل اين دعاوى ، برمبناى قانون ، تنها يك راه وجود داشت و آن هم رجوع به كتب فقهى بوده است ؛ ولى در كتب مزبور ، هيچ اشارهاى به اين موضوع نيافتند و ناگزير ، همهء فقيهان خراسان و چند تن از همكاران عراقى گردهم آمدند . . .
گرديزى مورخ مىنويسد : كه فقيهان كتابى به نام كتاب قنى تدوين كردند ، و اين كتاب هنوز در عهد او وجود داشته ( قرن پنجم هجرى ) و دستور حلوفصل دعاوى بهشمار مىرفته است . دريغا كه اين كتاب مفقود گشته و بدست ما نرسيده است . . . از تأليفات ابو عبد اللّه خوارزمى چنين برمىآيد كه در زمان سامانيان ، اداراتى كه متصدى امر آب و آبيارى بودهاند ( قرن چهارم هجرى ) ، كماكان اصطلاحات فارسى را به كار مىبردهاند . . . مانند رود ، رودپار ، رودخانه ، جوى ، جويبار ، كاريز ( قنات ) دولاب ( وسيله براى بالاكشيدن آب ) . . . گواينكه به موازات اين واژهها ، كلمات عربى ، مانند نهر و قنات و جز اينها را نيز به كار مىبردند . » « 3 » بارتولد ضمن بحث در پيرامون سدهاى ماوراء النهر ، كه جغرافيون قرن دهم از آن سخن گفتهاند ، مىنويسد : « هيچيك از سدهاى ماوراء النهر قابل قياس با سد عظيم بند امير فارس ، كه عضد الدولهء ديلمى ( 373 - 338 ه ) بنا كرده بوده و مقدسى وصف كرده ، نبوده است . » « 4 »
در ايران ، از ديرباز ، اراضى ديمى را از زمينهاى آبى جدا مىكردند . در مناطق
هامش
( 1 ) . كشاورزى و مناسبات ارضى در ايران ، پيشين ، ج 1 ، ص 97 - 196 ( به اختصار ) .
( 2 ) . آبيارى در تركستان ، پيشين ، ج 1 ، ص 17 ( به اختصار ) .
( 3 ) . همان ، ص 28 - 27 ( به اختصار ) .
( 4 ) . همان ، ص 17 .