بعد از اسلام روى كار آمدهاند ، با بصيرت و دورانديشى و طبق نقشهء معينى ، براى مبارزه با قحطى و به منظور تأمين منافع و مصالح كشاورزان و اكثريت مردم ، در مناطق خشك و كمآب ، به كار دشوار سدبندى و حفر قنات و ايجاد شبكه جهت توزيع و تنظيم آب دست زدهاند ، تا از اين رهگذر وضع اقتصادى كشور سروسامانى گيرد ، و مردم دچار قحطى و عوارض نامطلوب آن نشوند . بطور كلى ، اقتصاد با نقشه و حسابشده ، كمتر در ايران وجود داشته است . به اين ترتيب ، گفتار انگلس در انتى دورينگ « 1 » كه بطور منجز و قطعى مىنويسد : « حكومتهاى مستبدى كه متناوبا در ايران و هندوستان پيدا شده و از ميان رفتهاند ، به خوبى مىدانستهاند كه هريك مقدم بر هرچيز ، كارفرماى مجموعهء امور آبيارى جلگههاى اطراف رودخانهها بودهاند ؛ چه در غير اين صورت ، هيچگونه زراعتى در آن نقاط مقدور نمىبود . » در ايران بطور كامل و همهجانبه صادق نيست .
طبق نظريهء ماركس و انگلس ، « در وجه توليد آسيايى ، دولت چون مالك واقعى زمين براى تأمين منافع مردم ، وظايف اقتصادى سنگينى را به عهده مىگيرد ؛ يعنى موظف هست كه شبكههاى آبيارى را در مناطق خشك و نامساعد ايجاد كند و تحت نظم درآورد و از راه سد - بندى و ايجاد قنات ، و نظارت دقيق در امر توزيع آب ، به امر كشاورزى و كشاورزان يارى كند و از سيل و قحطى جلوگيرى نمايد ؛ در حالىكه حكومتهاى ايران بخصوص در دورههاى آشفتگى و عدم ثبات ، هرگز به فكر مصالح اقتصادى اكثريت مردم نبودند . » « 2 »
تاورنيه در سفرنامهء خود مىنويسد : « . . . قحطى آب كه در كليهء ايران عموميت دارد سبب شده كه در اداره و تقسيم آن ، منتهاى دقت بهعمل مىآيد و آب به قيمت گران فروخته مىشود .
منصب « نظارت مياه » يعنى ادارهء تقسيم آب ، از مشاغل عمده و پرمنفعت دربار است ، و هركس طالب آن شغل شود بايد پيشكش گرانى بدهد . براى روشنشدن مطلب ، بايد دانست كه در اصفهان و جلفا هر باغى به اندازهء بزرگى خود ، مبلغى به نام « حق آب » بايد بپردازد ، تا هفتهاى يك مرتبه مشروب بشود . همچنين به محلات هفتهاى يك مرتبه آب مىدهند . هر خانه و باغى حق مخصوص دارد و از نهرهاى بزرگ آب داخل آنها مىشود ، اما بايد خيلى مراقب بود كه قبل از روز نوبه ، آب داخل اين نهرهاى خصوصى نشود ، و الا صاحب خانه يا باغ به سهولت و با جريمهء كم رهايى نخواهد يافت . من دو نفر فرنگى مىشناختم كه قبل از نوبهء آبشان ، شبانه جسارت كرده آب را به نهر خود برگردانيده بودند ، و نزديك بود ، كه خانه و ملكشان ضبط شود . اگر مرحمت خاص شاه نبود ، قطعا به اين كيفر مىرسيدند . بااينحال مبلغ كلانى جريمه دادند . » « 3 »
مينورسكى مىنويسد : « ميراب شغلى پرمداخل داشت و حدود مستمرى وى ، طبق تخمين شاردن ، به چهار هزار تومان در سال بالغ مىگرديد ، و اين مبلغ سواى عوايدى بود كه به دست زيردستان و توابين وى گرد مىآمد . كمپفر اطلاعات خود را از اصطلاح « مادى » ( كانال اصلى ) و « جدول » ( از فروعات مادى ) بيان مىكند . فنجان وسيله و مقياس و پيمانهاى براى
هامش
( 1 ) .Anti Duehring( 2 ) . وزرگا « وجه توليد آسيايى » ترجمهء حسين ايلخانى ، جهان نو ، سال بيست و چهارم ، شماره 3 مرداد و شهريور 48 ، ص 69 .
( 3 ) . ترجمهء ابو تراب نورى ، ص 609 .