تعيين وقت بود و به كمك آن ، ميزان آبى كه براى هر محل منظور بوده تعيين مىكردند .
مساح همكار رياع است كه در امور زراعى همكارى مىكند ، و در صورت بروز آفت معلول از تگرگ ، خشكسالى ، ملخ و حشرات از نوع « سن » و غيره به محل مراجعه ، و اوضاع را مورد مطالعه قرار مىدهد . » « 1 »
كيفيت و ميزان بارندگى در ايران
ارتفاع باران ساليانه در 4 % از سطح كشور بيش از 50 سانتيمتر است كه شامل 27 % مجموع باران كشور مىباشد . 73 % باران بقيه در 96 % اراضى مملكت مىبارد . به عبارتديگر ، ارتفاع متوسط باران در 96 % از مساحت كشور از مساحت كشور از 20 سانتيمتر تجاوز نمىكند . و نيز عامل نامساعد ديگرى كه در وضع آبيارى كشور تأثير نامطلوب دارد ، زيادبودن مقدار تبخير است ؛ مثلا در تهران هر ساله 22 سانتيمتر باران مىبارد ، و مقدار تبخير در حدود 3 متر است ، به عبارت ديگر ، تبخير تقريبا 13 برابر مقدار بارندگى است .
در نواحى حاشيهء كوير ايران ، مانند بيابانك ، گاهى تبخير به 62 برابر مىرسد ، بنابراين ، توزيع بارندگى در كشور يكنواخت نيست و تازه بر اثر خشكى هوا مقدار زيادى از بارشها تبخير مىشود . قسمت اعظم بارشها در دامنههاى شمالى جبال البرز و قسمت غربى كشور فرو مىريزد ، و به سبب كوهستانى بودن اين مناطق ، مقدار قابل ملاحظهاى از آن تبديل به سيلابها شده از مرز ايران خارج مىشود و يا به دريا مىريزد . اين كمى آب مسائل مهم اجتماعى و اقتصادى در جامعه پديد آورده است كه از جمله ، دشوارى آبيارى و مسائل ناشى از آن است .
گرچه شغل اكثريت مردم ايران زراعت است ، فقط 1 / 10 خاك ايران تحت كشت است و فقط 1 / 3 از اين پهنه آبيارى مىشود ، و از 15 % خاك ايران به عنوان مرتع استفاده مىشود . . . « 2 »
اهميت آب و طرز آبيارى در ايران
به نظر پطروشفسكى : « در ايران مانند بسيارى ديگر از كشورهاى مشرق زمين ، به سبب قلت باران ( به استثناى كرانهء درياى خزر و چند ناحيهء محدود ديگر ) براى ادامهء زراعت ، به آبيارى مصنوعى نيازمندند .
يكى از دانشمندان علم اجتماع در اينباره مىگويد : « در مشرق ، پايهء زراعت بر آبيارى مصنوعى قرار دارد ، و اين كار به عهدهء جماعت ، ولايت و يا دولت مركزى است . » به نظر عدهاى از محققان ، در دوران فئوداليسم ، مساحت اراضى مزروع بتدريج تقليل يافته ، و شيوهء آبيارى و حاصلخيزى مصنوعى خاك ، كه بسته به همت دولت مركزى بوده ، به محض اينكه دولت مزبور ، به عللى ، نسبت به امور آبيارى و خشكانيدن اراضى مسامحه روا مىداشته رو به انحطاط مىرفته . و اين خود ، علت وجود بيابانها و اراضى بيحاصلى را كه زمانى آباد و مزروع بودهاند - مانند پالميروپتره و خرابههاى يمن و برخى از سرزمينهاى پهناور مصر و ايران
هامش
( 1 ) . سازمان ادارى حكومت صفوى ، پيشين ، ص 56 - 155 ( به اختصار ) .
( 2 ) . جامعهشناسى روستاى ايران ، پيشين ، ص 7 به بعد .