تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
بهداشت ، پزشك ، دارو ، آب لوله‌كشى ، برق ، اسفالت ، تلفن و ديگر ضروريات زندگى بيش‌ازپيش آشنا كنيم . « در مورد كار و زندگى روستاييان و اقتصاد كشاورزى ايران ، بايد اضافه نمود كه از 15 تا 16 ميليون نفر روستايى كشور ، در حدود 5 / 2 ميليون ايلات و عشايرند ، و در اغلب نقاط اقتصاد چوپانى با اقتصاد كشاورزى ، معا زندگى روستاييان را تأمين مىنمايد . پرورش دامها و توليد لبنيات و محصولات دامى ، اساس اقتصاد چوپانى را تشكيل مىدهد . و چون اين اقتصاد مقدماتى و عقب‌مانده داراى محصول و درآمد بسيار ناچيزى است . . . مىتوان به علل پايين بودن سطح زندگى آنان پىبرد ، و برخى مهاجمات ايلات و عشاير و ناراحتيهاى حاصله را كه بعضا پيش مىآمد ، مىتوان از اين نقطه‌نظر نيز توجيه نمود . » « 1 »

نتايج كم‌آبى و نيامدن باران

نيامدن باران و بخل طبيعت ، چه در دوران قبل از اسلام و چه در دورهء بعد از اسلام ، همواره مشكل بزرگى براى كشاورزان و عموم طبقات و دولت ايجاد مىكرده است . در دوران بعد از اسلام ، قلت باران در كشورهاى خاورميانه به حدى بوده و هست كه مردم براى نزول باران گاه به نماز و دعا متوسل مىشدند . چنان كه نماز استسقا ، نمازى بود كه براى طلب باران مىخواندند . ابن خلدون نيز در مقدمهء خود ، از نماز استسقا نام مىبرد . « 2 » در تاريخ كرمان مىخوانيم كه : « اسب الب ارسلان از راه كوبنان عازم خراسان شد . در ميانهء طبس و كوبنان ، لشكر او از قلت آب به ستوه آمده ، بعضى نزديك به هلاكت رسيدند . سلطان از اسب پياده گرديد و روى نياز به خاك نهاد و به دعاى استسقاء باران مشغول گشت . » « 3 » در ايران ، به علت كم‌آبى ، براى تقسيم و توزيع آب ، سازمانهايى به وجود آمده بود و به طورى كه از تاريخ قم برمىآيد ، مدتها در سرزمين قم « ديوان آب » وجود داشته است . نقش آب در زندگى اقتصادى و كشاورزى بعضى از نواحى به حدى بود كه ميزان خراج نيز بستگى به كميت آب داشت ؛ چنان كه به حكايت كتاب حدود العالم ( 372 هجرى ) خراج مردم مرو و خلم مبتنى بر آب بوده است . « 4 » بطورى كه از مسالك و ممالك استخرى برمىآيد ، تحت‌نظر ميراب مرو رود ، ده‌هزار نفر كار مىكردند و « حرمت او چون حرمت والى بود » « 5 » هميشه در زمستان و بهار عموم طبقات ، بخصوص كشاورزان ، نگران كميت و كيفيت نزولات آسمانى ( باران و برف ) بودند . و اين وضع روحى مردم در آثار شعرا نيز به چشم مىخورد ؛ فخر الدين گرگانى گويد :
چو خواهد بود روز برف و باران * پديد آيد نشان از بامدادان چو خواهد بود سالى بد ، به كيهان * پديد آيدش خشكى در زمستان هميدون چون بود سالى دل‌افروز * پديد آيدش خشكى هم ز نوروز
ويس و رامين استخراج آبهاى زيرزمينى در سرزمين خشك ايران ، از ديرباز توجه كشاورزان و
هامش
( 1 ) . دكتر على اكبر ترابى ، جامعه‌شناسى روستايى ، ص 101 . ( 2 ) . ج 1 ، ص 434 . ( 3 ) . تاريخ كرمان ، ( سالاريه ) پيشين ، ص 275 . ( 4 ) . ر . ك : ص 94 و 99 . ( 5 ) . ص 207 .