از آنچه گذشت نتيجه مىگيريم كه از دورهء ساسانيان به بعد ، ساختن سدهاى عظيم و مهاركردن رودها در ايران معمول گرديده است . به حكايت منابع مختلف ، شاپور اول در سال 260 ميلادى پس از دستگير كردن والرين ، امپراتور روم ، دستور مىدهد اسراى رومى به ساختن سد كارون در شوشتر مبادرت ورزند . بنابه گفتهء طبرى ، شاپور در به دو امر اسرا را به ساختن شهر و بعدا به بناى سد وادار كرد . فردوسى طوسى در شاهنامه به اين پل تاريخى اشاره مىكند ، و مهندسين اين پل را از مهندسين رومى مىشمارد .
يكى رود بدپهن در شوشتر * كه ماهى نكردى بر او برگذر
بزانوش را گفت اگر هندسى * پلى سازى اين را چنان چون رسى
كه ما باز گرديم اين پل بجاى * بماند به دانايى رهنماى
تو از دانش فيلسوفان روم * به كار آر چندى در اين مرزوبوم
به كار اندر آمد بزانوش مرد * به سه سال آن پل ، تمامى بكرد
اين سد بزرگ در ابتدا ششصد ذرع طول و 66 پا عرض داشت ، و آن را از سنگهاى محكم ساخته بودند و در شكاف سنگها ساروج ريخته بودند ، و قطعات سنگ را با ميلههاى فلزى به هم اتصال داده بودند . ابن بطوطه از عظمت اين سد و آبادانى شوشتر سخن مىگويد ، و حمد اللّه مستوفى در نزهة القلوب از فراوانى آذوقه و ارزاق در شوشتر ياد مىكند ، و مى - نويسد ، در اراضى اطراف اين شهر ، غله و پنبه و نيشكر كشت مىشود . ديگر از سدهاى باستانى ، سد اهواز بر روى كارون است كه دريايى از آب در پشت آن پديد آمده بود .
مشكل آب و كشاورزى در جنوب ايران
يكى از مشكلات و بدبختيهاى كشاورزان ايران ، مخصوصا در مناطق مركزى و جنوبى ، نيامدن باران و بخل طبيعت است . چهبسا كشاورزان يك منطقه در نتيجهء نيامدن باران ، به گرسنگى ، مرگ يا مهاجرت محكوم مىشوند . طبيعى است در محيطى كه كشاورز قادر به تأمين حداقل خوراك و پوشاك و مسكن نيست ، سخنى از فرهنگ و بهداشت و ديگر ضروريات زندگى نمىتوان به - ميان آورد .
ابتدايى بودن طرز كشاورزى و بيخبرى روستاييان از دنياى خارج ، سبب گرديده است كه كشاورزان به فرض نزول باران ، در سال بيش از چند ماه سعى و تلاش از خود نشان نمى - دهند و بقيهء ايام عمر را به بطالت سپرى مىكنند . « اين بيكارى آشكار است ، اما بيكارى اساسى روستاييان از نوع نهانى است . . . و بيمارى مزمن دهات را تشكيل مىدهد . . . وجود چنين بيكاريهاى مزمن - پنهان يا آشكار - نتايج چندى براى اقتصاد مملكت بهبار مىآورد ؛ جمعى به طفيل زحمت افراد مولد نگهدارى مىشوند ، و چون درآمد و قدرت خريد آن جمع اندك است بازار داخلى ، گرمى و گشايشى كافى حاصل نمىشوند و اقداماتى كه براى توسعهء صناعت يا حتى فلاحت مصروف مىشود ، بر اثر همين قلت تقاضا ، به توفيق نمىرسد . ارزانى كار ، و فراوانى كارگر ، خاطر كارفرما را از خريد ماشين گرانبها - منصرف مىكند و بالنتيجه نيروى توليد بالا نمىگيرد . » « 1 »
هامش
( 1 ) . جمشيد بهنام ، شاپور راسخ ، طرح مقدماتى جامعهشناسى ايران ، ص 49 و 52 ( به اختصار ) .